وقتی ذوقتو کور کرد و...

وقتی ذوقتو کور کرد و...

پارت 2

جین متوجه شده بود چه گندی زده و سرشو کلافه بین دستاش گرفت بود

جین: نباید این کارو میکردم......لعنتی

جین به سمته اتاقه مشترکشون رفت دید که ات نبود و یهو صدایی از آشپزخونه اومد رفت تو آشپزخونه که دید ات داره سبزیجات رو محکم خورد میکنه جین خواست از پشت بغلش کنه که ات چاقو رو سمته جین گرفت و با عصبانیت خیلی فراوان نگاهش میکرد

ات: جین..برو بیرون ( سرد)

جین با تعجب به ات نگاه کرد، اولین بار بود ات جین رو هندسام صدا نمیکرد انگار خیلی ناراحت بود

جین: عزیزم من....

ات نزاشت جین حرف بزنه و عربدع زد

ات: گفتم برو بیروننننننننن( عربده)

که یهو...
دیدگاه ها (۱۵)

وقتی ذوقتو کور کرد و....پارت آخرکه یهو ات به سمته جین اومد و...

ببینید چه آدامینه گلی دارین میخام این فیکو براتون بزارم😌____...

کیوتا الان کامنتا رو دیدم بیشترتون گفتید اینو بزارم_________...

~سناریو~وقتی بغض کردی ولی سیع میکردی مخفیش کنینامجون: ات..چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط