ناپلئون گمشده (فصل دوم)

ناپلئون گمشده (فصل دوم)

پارت ۵۰

بهار آمد. برف آب شد. باغچه پر از گل شد درخت کریسمس را جمع کردند. سئول ناراحت نشد گفت سال بعد دوباره می‌ذاریم. تهیونگ گفت آره سال بعد هر سال.

یک روز بعدازظهر، سئول توی باغچه با برفی بازی می‌کرد. جونگ کوک و تهیونگ روی ایوان نشسته بودند. چای آفتاب سکوت خوب.

«تهیونگ.»

«ها جون دلم؟»

«چند وقته سون-هی خبر نداده.»

تهیونگ نگاه کرد به آسمان. «شاید تموم شد. شاید فهمید نمی‌تونه ببره.»

جونگ کوک دستش را گرفت. «شاید هم صبر می‌کنه تا ما آروم بگیریم. بعد ضربه بزنه.»

تهیونگ دستش را فشار داد. «اگه هم باشه، ما قوی‌تر از قبل هستیم. تو. من. سئول برفی مادرم. سون-اوک. هیچکس نمی‌تونه ما رو از هم جدا کنه.»

جونگ کوک نگاهش کرد. چشمهای تهیونگ سرد نبود گرم بود. پر از چیزی که روزهای اول نبود. آرامش ایمان عشق.

«با توام. تا هر چی هست.»

تهیونگ بوسیدش روی پیشانی.

همان شب، سئول خوابید. برفی کنارش. تهیونگ و جونگ کوک توی رختخواب بودند چراغ خاموش نور ماه از پنجره. سکوت. دست توی دست.

«تهیونگ.»

«ها؟»

«نظرت راجع به یه سفر چیه؟ فقط ما تو من سئول برفی یه جای خلوت چند روزی.»

تهیونگ فکر کرد. «کجا؟»

«همون خونه کنار دریا. دوستش داشتم سئول هم.»

تهیونگ لبخند زد. «باشه. آخر هفته.»

جونگ کوک خندید. سرش را گذاشت روی سینه تهیونگ صدای قلبش را می‌شنید. آرام منظم پر از زندگی.

آخر هفته رفتند. همان خونه کنار دریا سئول دوید توی آب. برفی دنبالش تهیونگ و جونگ کوک روی شن نشستند. خورشید داشت غروب می‌کرد. آسمان نارنجی بنفش قرمز.

«تهیونگ.»

«ها؟»

«آرزومه همین جا بمونیم. همین لحظه همین نفس.»

تهیونگ دستش را گرفت. «پس می‌مونیم.»

غروب که شد، سئول خسته روی ماسه‌ها نشست برفی کنارش تهیونگ و جونگ کوک هم کنارشان چهار نفر رو به دریا. رو به افق. رو به چیزی که معلوم نبود چه می‌شود.

اما مهم نبود. حالا را داشتند. همین الآن را. نفس عمیق. باد نمکی. صدای موج. دست توی دست.

و شاید این خوشحالی ماندگار نباشد. اما بود. همین الآن همین لحظه. نفس می‌کشید زندگی می‌کرد می‌خندید. سئول توی خواب خندید برفی دم تکان داد. همه چیز آرام بود همه چیز خوب بود. و برای همین الآن، کافی بود.

پایان فصل دوم

[نویسنده: فصل دوم هم به پایان رسید امیدوارم که از این فصل هم خوشتون اومده باشه
میخوام براتون یه چند پارتی از یونمین یا فصل سوم رو آپ کنم یکسری شرط براتون میزارم
۱۵ لایک ، ۱۵ کامنت ، ۵ بازنشر ]
دیدگاه ها (۱۷)

آنچه در فصل سوم «ناپلئون گمشده» خواهید دید:«جونگ کوک می‌دونی...

پروف عوض شد.گم‌مون نکنید⭐️ @park_rona_bts

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۴۹کریسمس رسید.عمارت پر از نور شد...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۴۸دو هفته بعد از تولد برفی، هوا ...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۴۴سه روز در خانه کنار دریا ماندن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط