باد آمد و پیچیــد نفس های تــــو در کــــوه

باد آمد و پیچیــد نفس های تــــو در کــــوه
پرشد دل هـــر صخــره از آویشــن و انـدوه

دنیا که مـــرا از تو جــدا کرد، جــدا کـــرد
یک شاخه ی خشک از تن یک جنگل انبوه

هر چند که یک کشته برای تو مهم نیست
ـ با این همه جان باخته، با این همه مجروح ـ

این زن که نفس در نفست داشته یک عمر
نگـــذار که توفان تو غرقش کند ای نــــوح ..
دیدگاه ها (۱)

ادامه ی پارت ۱۹۵

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پــنجم 𓆪 🖤🥀صدای ...

پارت چهل‌وهشتم | میان درخت‌هاپارک لاراهنوز چند دقیقه از پیشن...

پارت ۳۶ سه نفر داخل اتاق خشکشان زده بود.صدای کوبیدن دوباره ر...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

P : 20

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط