بهم رسیده

پارت یک
سلام من جئون ات هستم ۱۸ سالمه و دختر عموی جئون جونگکوکم

سلام من جئون جونگکوکم ۲۸ سالمه و پسر عموی جئون ات هستم

ات : بابا واقا ؟ چرا باید با کسی ازدواج کنم که بهش حسی ندارم
( پدر ات پ ت مینویسم )
پ ت : مجبوریم پدربزرگ گفته
ات : من نمیخوام باهاش ازدواج کنم اون بهم حسی نداره
پ ت : منو مادرتم بهم حسی نداشتیم
ات : هوففففففف بابا
ویو کوک : من واقا ات رو دوست دارم ولی اون دوسم نداره فردا عروسیمونه
ویو فردا :
کوک : کفش چه رنگی میخوای ؟
ات : فرق نداره
کوک : باش

ادامه بدم ؟ 🎀💖
دیدگاه ها (۳)

اگه تو خوب باشی منم خوبم

فیک بنویسم ؟

پرنسس کوچولو داستان با خیانت شروع میشهویو ات سلام من لی ات ه...

ازدواج اجباریP:2 ،سر میز شام، م،د:دخترم تو نمی خوای ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط