دلارامی ولی ارامش دل را ربودی

دلارامی ولی ارامش دل را ربودی


شدی غارتگر قلبم که در فکرم نبودی


شدم سرمست و دل دادم به دستت


شدی بیگانه و در بند احساسم نبودی



دیدگاه ها (۱)

حسودمآنقـــدر حسودڪه دق میڪنم ڪسی سمتت بیاید!ڪسی نگاهت ڪند!ڪ...

همیشه نباید حرف زد گاهی باید سکوت کرد حرف دل که گفتنی نیست ب...

نیا بارون زمین جای قشنگی نیستمن از اهل زمینم خوب میدانماینجا...

آمدی تا بشکنی؟ باشد سکوتم مال توبشکنش،خر...

عشق در تاریکی 41.؟ چشم قربان ( از اتاق رفت بیرون ) از دیشب ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط