من زن خلق شدم

من زن خلق شدم
نه برای در حسرت یک بوسه ماندن.
برای بوسه ای از جنس آرامش.
من زن نشدم که همخواب آدمهای بیخواب شوم
زن شدم که برای خواب کسی رویا شوم.
زن نشدم که در تنهایی ام حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشم.
زن شدم تا آغوشی در تنهایی عشقم باشم.
برای خوشنامی صد سال کم است اما برای بد نامی یک لحظه کافیست
دیدگاه ها (۱)

دل هیچ اقیانوسیدر تلاطم ِ جزر و مد نمی افتاد .و اگر خورشیدان...

دختر است دیگر…گاهی دلش می خوادبهانه های الکی بگیردبه هوای آغ...

عشـق❤ مساحت مشخصی ندارد❤ گاهی به اندازه❤ یک دل است وگاهی❤ به...

مثلِ نفس هایم دوستت دارمهمانقدر بی اختیارهمانقدر تا پایِ جان...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

love in the dark⑧③چند ساعت بعد چشمامو باز کردم جونگکوک رو دی...

He still loves you...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط