عشق رسوايی محض است كه حاشا نشود

عشق رسوايی محض است كه حاشا نشود
عاشقی با اگر و شايد و اما نشود

شرط اول قدم آن است كه مجنون باشيم
هر كسی دربه در خانه ی ليلا نشود

دير اگر راه بيفتيم ، به يوسف نرسيم
سرِ بازار كه او منتظر ما نشود

لذت عشق به اين حسِّ بلاتكليفی ست
لطف تو شاملم آيا بشود؟ يا نشود؟
دیدگاه ها (۴۴)

عشق رسوایی محض است که حاشا نشود عاشقی با اگر و شاید و اما نش...

عشق رسوایی محض است که حاشا نشودعاشقی با اگر و شاید و اما نشو...

عشق ، رسوایی محض است که حاشا نشودعاشقی با اگر و شاید و امّا ...

عشق رسوایی محض است که حاشا نشودعاشقی با اگر و شاید و اما نشو...

لذت عشق به این حس بلاتکلیفی است لطف تو شاملم آیا بشود... یا...

عشق "رسوایی محض " است که حاشا نشودعاشقی با " اگر و شاید و ام...

یار بطلب

عشق رسوايي محض است كه حاشا نشودعاشقي با اگر و شايد و اما نشو...

دیر اگر راه بیفتیم به یوسف نرسیم.سر بازار که او منتظر ما نشو...

... - عشق در واژه نمی گنجدو معنا نشودعاشقی با اگر وشاید واما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط