در کـــنار دلبـــرم

در کـــنار دلبـــرم
آرامشی آمد به دل

باز آغــوشش مرامست
و خرابــم می کـــند

چشمهـــایش چشــمه
احســاس شد عاشـــق شدم

لعل لبهــایش مرامست
از شرابــم می کــند.
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۵)

دردِ عشقی در دلم دارم ، نمیداند کسیهمچو ابری اشک میبارم، نمی...

دیگر نمی توانم پنهانت کـنم!از درخشش نوشته هایم می فهمند،برای...

من خمارم ساقیا! پیمانه می‌خواهد دلماستکان پر کن، مِیِ جانانه...

ای که مثل من وتقدیر دلم تنهاییتو به این کنج خراب غزلم میایی ...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۱۴یک ماه از دستگیری پدر تهیونگ گ...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

# باشگاه شکار ارواح ✦ پارت ۵۶ ✦«ماه عسلِ آرام» همان شب... سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط