پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن

پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن،
حکم صد ضربه ی شلاق بود .
پدر را صد ضربه زدند آه نکشید و هیچ نگفت. پسر را یک ضربه زدند آه از نهاد پدر بلند شد . پرسیدند ای پیر تو را صد ضربه زدیم هیچ نگفتی اما اکنون با زدن یک ضربه به پسرت اینگونه آه کشیدی. دلیلش چیست؟ گفت شما صد ضربه را به بدنم زدید اما وقتی داشتید پسرم را میزدید نوک کابل گرفت به تخمم
دیدگاه ها (۱)

زمانی که بخواهید وصیتنامه بنویسید متوجه خواهید شد تنها کسی ک...

تو برای من هیچ کاری نکردی!حتی اگر خودتان را قطعه قطعه کنید و...

1370 سال !!!!!

پسرا وقتی شکست عشقی میخورن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط