هنوز روزهای اول مان را فراموش نکرده ام..

هنوز روزهای اول مان را فراموش نکرده ام..
من بودم و یک چمدان سرخ رنگ. دلم را به دریا سپرده ام و راهی شهر تو شدم. .
تو آمدی با اغوشی پر از مهر..هنوز چهره مهربانت را فراموش نکرده ام..
همان چهره ای که حالا هم داری,اما خیلی خیلی مهربان تر...دستهایم را گرفتی...و از همان روز فهمیدم که دل به چه دریایی زده ام..و غرق شدم در این دریا..توی دریایی قلبت
ماه زیبای من,از دنیا قلبی دارم که فقط به نامت تا ابد میطپد...
دیدگاه ها (۱)

وقتی می آیی تمام خانه امان پر میشود از عطر گلها,,تو دشتی پر ...

تو مال منی,,تو تمام منی,تو عشق پاک منی...به شرافتم قسم تا نف...

ممنونم که هستی. .ممنونم که برایم همه کس هستی..ممنونم که همه ...

دنیای من...دلم همیشه برایت تنگهحتی وقتی که کنارمیمن با قلب پ...

"می‌ترسیدم...ولی الان فقط می‌دونم خوشحالم که همه‌چیو گفتم!"P...

(سایه های خونی) part ۱۰/***فرمون و دستم گرفتم و راهی شدم. سک...

فیک کوک خشمی در چشم یک مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط