لباس پلنگی را پوشید و رفت پیش بچه ها وقتی برگشت با لباس س

لباس پلنگی را پوشید و رفت پیش بچه ها وقتی برگشت با لباس سربازی بود پرسیدم آقا ابراهیم لباست کو؟! گفت یکی از بچه های کرد خوشش آمد بخشیدم به او!
[پهلوان بی مزار شهید ابراهیم هادی]

📚کتاب سلام بر ابراهیم ۱، انتشارات شهید هادی

#شهید_ابراهیم_هادی
#شهید
#خاطره_شهید
#سلام_بر_ابراهیم
#برشی_از_یک_کتاب
دیدگاه ها (۰)

سلام و احترام 🌹آدم‌های بزرگ قامتشان بلندتر نیست! خانه‌شان بز...

ترسیدم. برای چی اینقدر ناراحته؟!حدس زدم به‌خاطر صدای ترانه ا...

پارچه‌ی لباس پلنگی خریده بود. به یکی از خیاط‌ها داد و گفت: ی...

معرفی کتاب سلام بر ابراهیم

کتاب عارفانه زندگی به سبک شهداشهید احمد علی نیریمزار : تهران...

گمنام.....۲۲ بهمن ماه سالروز شهادت ابراهیم هادی[جملات شهید د...

آمده بود مســجد. از من، سراغ دوســتان آقا ابراهيم را گرفت! ا...

گفتم مگه بده آدم قهرمان و مشهور بشه و همه بشناسنش؟!بعد از چن...

غروب ماه رمضان بود. ابراهیم آمد در خانه ما و بعد از سلام و ا...

غروب ماه رمضان بود. ابراهیم آمد در خانه ما و بعد از سلام و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط