اصلا من بنویسَم و بنویسَم و بنویسَم . . . .

اصلا من بنویسَم و بنویسَم و بنویسَم . . . .


چـه فَرقـی می کُنَد . . . . ؟


نه تو این ها را میخوانــی ؛


نه دلتنگیِ من در این واژه ها می گُنجـَد . . . .


امآ . . . .


نَکـُنَد یادت برود ،


که این « دل نوشـته ها » رایک « دل » نوشــته . . . . ؟
دیدگاه ها (۳)

یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما...از تو هیچوقت نبریدم ،...

همـچـون ساعـت شنی شــده ام ,کــه نـفــس هـای آخـرش را مـیـزن...

هرچه می کنم چهار خط برای تو بنویسم ,می بینم واژه هاخاک بر سر...

کفشای کتانی ام را پوشیده ام ,راه اُفتاده ام در خیابانی که کا...

باز یادت در دلم امشب قیامت می کندبی تو دلتنگی مرا هرلحظه غار...

متن زیبایی بود به فکر فرو رفتم به نظر من ، بزرگ‌ترین سوءتفا...

C᭄گاهی شعرسراغم را می گیرد گاهی توچه فرق می کندهر دو ختم می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط