P3

از زبان یوری:

وارد جشن شدیم از هم جدا شدیم همه جا پر از مهمونای شیک پوش و ثروتمند بود چندتا میز بزرگ خوراکی و نوشیدنی و شامپاین اونجا بود علاوه بر بادیگارد های عادی بعضی بادیگارد ها لباس مهمونی و لباس خدمتکار پوشیده بودن تا شناسایی نشن هوشمندانه ست تخمین زدم حدودا ۲۷ تا بادیگارد اینجاست همه جا دوربین داره بجز یه راهرو توی طبقه بالا همه اینارو برای هه این پیامک کردم و یه شامپاین برداشتم و مزه مزه کردم
مهمونا زیر نظر گرفته بودم که یهو یکی بهم تنه زد افتادم
+ایی سرم
_لبااسم.. پس حواست کجاست لباسم خراب کردی
+متاسفم اقا ولی شما خوردید به من
اومدم بلند شم برم که مچ دستم گرفت
_هی کجا کجا لباسم خراب کردی خودتم باید تمیزش کنی
لعنتی، اگر هر موقعیت دیگه ای بود میدونستم چیکار کنم با همچین ادمی ولی اینجا باید طبیعی رفتار میکردم اومدم چیزی بگم که ای ان اومد پیشمون میدونستم من نمیشناسه اما بازم صورتم کج کردم که زیاد متوجهم نشه
_آقای هونگ من پول لباستون میدم نیازی به این کارا نیست
&اما اون دختره..
نمیدونم ای ان چی درگوشش گفت که مرده ساکت شد و رفت دوباره خواستم تشکر کنم و برم که اومد نزدیک صورتم و بهم نگاه کرد
_راستش من شما تاحالا اینجا ندیدم
+درسته چونکه من خیلی کم میام کره*لحن گرم
_درسته، بفرمایید کیفتون افتاد
کیفم گرفتم سریع ازش دور شدم

از زبان هه این:

از کنار یکی از بادیگاردا رد شدم کلیدش از جیبش برداشتم یک نیشخند زدم
رفتم پیش یوری کلید از پشت بهش دادم
خواست بره که دستش گرفتم
- یوری مطمعنی از پسش بر میای
+ معلومه
خواستم یک چیزی بگم که گفت
+تروخدا شروع نکن بعدشم من هکرم تو هیچی از این چیزا نمیدونی
_ باشه بابا ولی فقط نمیر
+ ببین من که نمیمیرم ولی تو باید مواظب باشی تعداد ادمای اینجا تا بالا خیلی بیشتره
_ هه باشه حواسم هست
یوری رفت به بهانه دستشوی بالا
داشتم همین جوری به اطراف نگاه میکردم که احساس کردم یکی امد پیشم
+ سلام خانم رز
_ سلام
+ نظرتون راجب اسم سایکو چیه
این دیگه کیه گیر داده به من
_ چه نظری اسمه یک دیوانه روانی اتفاقی افتاده
+ اه نه چیزی نیست
میخواست بره که گفتم
_اسم اسمتون چیه
+ بنگ چانم
_ خوشبختم
سرشو تکون داد
ویو یوری
رفتم بالا به بهونه دستشوی
رفتم سمت اتاق امنیتشون هارد برداشتم گذاشتم توی کیفم که صدای پا شنیدم
سری در باز کردم بستم

_ عه فکر کنم اشتباه امدم
در که باز کردم سرم به جسم سفتی بر خورد
+ ببخشید خانم چیزی میخواین
سرم بالا اوردم دیدم چانگبینه
_ عا

خب خب سلام دوستا این منو و دوستم باهم نوشتیم امیدوارم خوشتون بیاد
درخواستی هم داریم ولی فعلا این براتون کامل میکنم

#استری_کیدز#چان#لینو#چانگبین#هیونجین#هان#فیلیکس#سونگمین#جونگین#تک_پارتی#سناریو#فیک_استری_کیدز
دیدگاه ها (۳)

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

......//برده ی زیبا//......

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط