Nameالماس کوچولو
Name💎:الماس کوچولو
Tag: #الماس_کوچولو
Part:1
یک دست کت و شلوار سفید با کفش های پاشنه بلند سفید. هر زمان که میخواست برای قتل جایی برود همیشه سفید میپوشید این عادت اش بود چون معتقد بود خون روی لباس سفید خیلی زیباست.
اصلحه مخصوص اش را برداشت و به سمت متور سفیدی که در پارکینگ خصوصی اش بود رفت افراد اش از قبل به محل معامله رسیده بودند و به طور مخفیانه انجا را محاصره کرده بودند.کسی که قرار بود با ان معامله کند یک مرد روس بود به نام جان. دخترک انقدر ذهن خود را به نقشه قتل تجسم کرده بود که مجبود بود دور بزند زیرا از مقصد خود گذشته بود.
:اه لعنتی بس کن بالا خره میخوای بکشیش پس روی روندن متور تمرکز کن!
این حرف ها را به خودش میزد حسابی از دست خودش اعصبانی بود.
بلاخره رسید،در ها را بادیگارد ها باز کردند دخترک دوباره ماسک زده بود اما باز هم زیبا و بی نقص بود. چشمان جان برای لحظه ای برق زد: بهبه پرنسس بالاخره افتخار دادید.
جان با پوزخند کثیفی این حرف را به زبان اورد ولی خبر نداشت که طوفان در کمین است.
معامله شروع شد"
جان بادیگارد های زیادی با خودش اورده بود البته تعجبی هم نداشت همه میدانستند دخترک خطرناک است.وقتی دخترک محموله ها را چک کرد یک علامت کوچک داد و همزمان ده ها بادیگارد با هم به زمین افتادند حمام خون راه افتاده بود اما دخترک همچنان مشغول چک کردن محموله ها بود.
جان داد زد:لعنتی،لعنت بهت دختره ی.........
دخترک با شنیدن ناسزا سرش را بالا اورد و با قدم های مطمئن به جان نزدیک شد دخترک لب زد: حالا که میخوای سختش کنی من هم باهات همکاری میکنم.دخترک چقوی جیبی سایز متوسط و خیلی تیز را رو گردن او گذاشت و با اشوه ان را روی گردن جان میکشید سپس ادامه داد: خب خودت ترجیح میدی چطوری بمیری جان؟ترجیح میدم یکی از فانتزی هات رو بشنوم.
جان کاملا خشک شده بود و نمیتوانست حتی کلمه ای به زبان بیاورد بی خود نبود که به ان میگفتند ملکه کشت و کشتار! در واقع این یکی هزاران لقب هایی بود که به دخترک داده اند!
فشار دست دخترک بیشتر شد و جان وحشت زده تر
:اوه چه بد جان اگه این همه از مردن میترسی چرا وارد کار مافیا شدی هوم؟ البته نمیتونی جواب بدی خب معلومه همه جلوی من کف و خون قاطی میکنن!
حوصله دخترک سر رفت این عملیات خیلی حوصله سر بر تر از انچه بود که فکرش را میکرد....در نهایت تصمیم گرفت که با ۲۰ ضربه چاقو کارش را تمام کند و فقط از انجا برود.
"بعد از عملیات"
دخترک خود را داخل وان حمام فرو برد و گذاشت اب داغ به کل وجود اش نفوذ کند
Tag: #الماس_کوچولو
Part:1
یک دست کت و شلوار سفید با کفش های پاشنه بلند سفید. هر زمان که میخواست برای قتل جایی برود همیشه سفید میپوشید این عادت اش بود چون معتقد بود خون روی لباس سفید خیلی زیباست.
اصلحه مخصوص اش را برداشت و به سمت متور سفیدی که در پارکینگ خصوصی اش بود رفت افراد اش از قبل به محل معامله رسیده بودند و به طور مخفیانه انجا را محاصره کرده بودند.کسی که قرار بود با ان معامله کند یک مرد روس بود به نام جان. دخترک انقدر ذهن خود را به نقشه قتل تجسم کرده بود که مجبود بود دور بزند زیرا از مقصد خود گذشته بود.
:اه لعنتی بس کن بالا خره میخوای بکشیش پس روی روندن متور تمرکز کن!
این حرف ها را به خودش میزد حسابی از دست خودش اعصبانی بود.
بلاخره رسید،در ها را بادیگارد ها باز کردند دخترک دوباره ماسک زده بود اما باز هم زیبا و بی نقص بود. چشمان جان برای لحظه ای برق زد: بهبه پرنسس بالاخره افتخار دادید.
جان با پوزخند کثیفی این حرف را به زبان اورد ولی خبر نداشت که طوفان در کمین است.
معامله شروع شد"
جان بادیگارد های زیادی با خودش اورده بود البته تعجبی هم نداشت همه میدانستند دخترک خطرناک است.وقتی دخترک محموله ها را چک کرد یک علامت کوچک داد و همزمان ده ها بادیگارد با هم به زمین افتادند حمام خون راه افتاده بود اما دخترک همچنان مشغول چک کردن محموله ها بود.
جان داد زد:لعنتی،لعنت بهت دختره ی.........
دخترک با شنیدن ناسزا سرش را بالا اورد و با قدم های مطمئن به جان نزدیک شد دخترک لب زد: حالا که میخوای سختش کنی من هم باهات همکاری میکنم.دخترک چقوی جیبی سایز متوسط و خیلی تیز را رو گردن او گذاشت و با اشوه ان را روی گردن جان میکشید سپس ادامه داد: خب خودت ترجیح میدی چطوری بمیری جان؟ترجیح میدم یکی از فانتزی هات رو بشنوم.
جان کاملا خشک شده بود و نمیتوانست حتی کلمه ای به زبان بیاورد بی خود نبود که به ان میگفتند ملکه کشت و کشتار! در واقع این یکی هزاران لقب هایی بود که به دخترک داده اند!
فشار دست دخترک بیشتر شد و جان وحشت زده تر
:اوه چه بد جان اگه این همه از مردن میترسی چرا وارد کار مافیا شدی هوم؟ البته نمیتونی جواب بدی خب معلومه همه جلوی من کف و خون قاطی میکنن!
حوصله دخترک سر رفت این عملیات خیلی حوصله سر بر تر از انچه بود که فکرش را میکرد....در نهایت تصمیم گرفت که با ۲۰ ضربه چاقو کارش را تمام کند و فقط از انجا برود.
"بعد از عملیات"
دخترک خود را داخل وان حمام فرو برد و گذاشت اب داغ به کل وجود اش نفوذ کند
- ۵۴
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط