ﻧﻮﮎ ﻣﺪﺍﺩﻡ ﺷﮑﺴﺖ

ﻧﻮﮎ ﻣﺪﺍﺩﻡ ﺷﮑﺴﺖ
ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ،
ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ،
ﺑﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﻧﺰﻧﺪ
دیدگاه ها (۲)

هــرچـنــدغـمـگینــی بـبخــش هــرچـنـدمـسکینـــیفـرامـوش کــ...

گاه آدمی تنهاتر از آن است که سکوتش می‌گوید...گاه تنهایی تنها...

اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست سرت را بالا بگیر و لبخند ب...

خداحافظی بوق و کرنا نمی خواهدخداحافظی دلیلبحثیادگاریبوسهنفری...

👌 داستان کوتاه پند آموز✍👌 داستان کوتاه پند آموز✍ﻋﺎﺭﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ...

ﮔﻞ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﺍﻫﻨﺖ ﭼﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﺯﻟﻒ ﺷﺐ ﺑﯿﺎﺭﺍﯾﻢﭼﺮﺍﻍ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩﺍﺕ ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﺭ...

#سخن_خدا وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَ...

#سخن_خدا وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَ...

ﭘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺘﮑﺶ ﺩﺭ ﺩﻣﺎﯼ 50 ﺩﺭﺟﻪ ﺳﺨﺖ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺴﺮ 26 ﺳ...

ﭘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺘﮑﺶ ﺩﺭ ﺩﻣﺎﯼ 50 ﺩﺭﺟﻪ ﺳﺨﺖ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺴﺮ 26 ﺳ...

#سخن_خدا مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَش...

#سخن_خدا مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَش...

#حکایت_قدیمی ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺯﻥ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ...

#سخن_خدا ﻓَﺈِﺫَﺍ ﻟَﻘِﻴﺘُﻢُ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻛَﻔَﺮُﻭﺍْ ﻓَﻀَﺮْﺏَ ﺍﻟﺮِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط