تنها یک برگ مانده بود.....

تنها یک برگ مانده بود.....
درخت گفت:منتظرت میمانم!
برگ گفت:تا بهار خداحافظ!
بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود....
دیدگاه ها (۳)

نه دوری که منتظرت باشمو نه نزدیک که به آغوشت کشمنه از آنِ من...

رها🍂 منته مانده ی پروازی هستمکه بادنامش را فراموش کرده استنه...

گل سرخ

و اما تصمیم گرفته ام و متوجه شده ام که دیگر هیچوقت وابسته کس...

رها🍂 یک قرار پاییزی با تو می خواهمزیر آسمانی ابریمیان بوی خا...

➳‌‌   ⃟ٖٜٖٜٖٜ🍁ᥫ᭡در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی...

امیرالمومنین علیه السلام:از سرما در آغاز آن (پاییز) بپرهیزید...

گاهی باید از همه چیز فاصله بگیری ... از آدم ها ، از شلوغی، ا...

بعضی آدم‌لار وار،نه گِدَنده «خداحافظ» دِیَر، نه قالاندا «گِل...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط