خب قضیه از این قراره که
خب قضیه از این قراره که
توی اون فصل دازای نبود که باهوش بود بلکه درواقه چویا بود
چویا با وجود اینکه میدونست قراره چه اتفاقی بیوفته قبول کرد که بره دنبال دازای در صورتی که همچی کار خودش بود
اگر دقت کنید ما با چشم های خودمون دیدیم که چویا داخل اب سمی غرق شد ولی چجوری زنده شد و فئودور چی ؟ فئودور چجوری زنده شد؟ همچی سر چویاست
چویا غرق شد ...... دازای دو کیلومتر ازش فاصله داشت پس نمیتونیم بگیم که دازای نجاتش داده.......فئودور هم که اصلا انسان نیست ...... سوال اصلی اینجاست که چویا چجوری زنده مونده
اینجاست که جای جذاب تئوری میاد
اگر دقت کرده باشید داخل سیب مرده فئودور رو ما زنده دیدیم و تنها شباهت چویا با فئودور این بود که هردوتاشون قدرتشون در مه از بدنشون جدا نمیشه
اینجاست که میتونیم بگیم که نه فئودور نه چویا هیچ کدوم انسان نیستن اما.....زمان انیمه ی بانگو به ژاپن کلاسیک اشاره داره یعنی در اون زمان هنوز در اون حدی ربات ها پیشرفت نکرده بودن که درونشون خون وجود داشته باشه ....... این به قضیه ی هفت سال زندگی در اون ازمایشگاهی هست که اراهاباکی رو درون چویا گذاشتن......اگر یادتون باشه داخل پست قبلی گفته بودم
که ورلاین روبات نیست و به خاطر ازمایش های غیر انسانی فک میکنه رباته
قطعا چویا هم همینطوره و ربات نیست و به خاطر ازمایش های غیر انسانی هست که این طوریه
حالا برگردیم اون سمت داستان
با توجه به این توضیحات قطعا خیلی هاتون فهمیدید چرا میگم همچی زیر سر چویاعه ولی خب بریم ادامه
با توجه به توضیحاتمیتونیم بفهمیم که اگر قدرت چویا از بدنش جدا نمیشه پس داخل اون اب هم نمیمیره بخوام بهتر توضیح بدم ورلاین دقیقا تو همون ازمایشگاهی بود که چویا بود حالا چه ربطی داره ربطش اینجاس که روی ورلاین سم جواب نمیده پس حالا که هردوتای اینا اراهاباکی دارن هردوتاشون هم سم روی بدنشون جواب نمیده
پس میتونیم بگیم که چویا در اونجا سم روی بدنش جواب نمیده و اونجا نمیمیره
حالا اینجا هست که تازه داستان روشن میشه
اگر چویا نمیدونسته که سم روی بدنش جواب نمیده چرا اون ماموریت رو قبول کرده؟ پس قطعا اینو میدونسته
و اینکه اگر چویا نمیدونه که در اینده ی اون ماموریت قراره چه اتفاقی بیوفته اصلا چرا با فکر اینکه قراره توی اب سمی غرق بشه این ماموریت رو قبول کرد؟اصلا از کجا میدونست که اون زندان این شکلیه؟ما میفهمیم که اون زندان دراصل همون ازمایشگاهی بوده که چویا توش بوده اما اگر یادتون باشه گفتم که چویا هفت سالگی به قبلشو یادش نمیاد ولی نگفتم که کامل یادش نمیاد چویا یکسری خاطرات مبهمی از اون زمان داره پس میشه گفت که بله این زندان همون ازمایشگاهی هست که چویا توش بوده اگر به محیطش نگاه کنید
حالا فکته یا تئوری؟
توی اون فصل دازای نبود که باهوش بود بلکه درواقه چویا بود
چویا با وجود اینکه میدونست قراره چه اتفاقی بیوفته قبول کرد که بره دنبال دازای در صورتی که همچی کار خودش بود
اگر دقت کنید ما با چشم های خودمون دیدیم که چویا داخل اب سمی غرق شد ولی چجوری زنده شد و فئودور چی ؟ فئودور چجوری زنده شد؟ همچی سر چویاست
چویا غرق شد ...... دازای دو کیلومتر ازش فاصله داشت پس نمیتونیم بگیم که دازای نجاتش داده.......فئودور هم که اصلا انسان نیست ...... سوال اصلی اینجاست که چویا چجوری زنده مونده
اینجاست که جای جذاب تئوری میاد
اگر دقت کرده باشید داخل سیب مرده فئودور رو ما زنده دیدیم و تنها شباهت چویا با فئودور این بود که هردوتاشون قدرتشون در مه از بدنشون جدا نمیشه
اینجاست که میتونیم بگیم که نه فئودور نه چویا هیچ کدوم انسان نیستن اما.....زمان انیمه ی بانگو به ژاپن کلاسیک اشاره داره یعنی در اون زمان هنوز در اون حدی ربات ها پیشرفت نکرده بودن که درونشون خون وجود داشته باشه ....... این به قضیه ی هفت سال زندگی در اون ازمایشگاهی هست که اراهاباکی رو درون چویا گذاشتن......اگر یادتون باشه داخل پست قبلی گفته بودم
که ورلاین روبات نیست و به خاطر ازمایش های غیر انسانی فک میکنه رباته
قطعا چویا هم همینطوره و ربات نیست و به خاطر ازمایش های غیر انسانی هست که این طوریه
حالا برگردیم اون سمت داستان
با توجه به این توضیحات قطعا خیلی هاتون فهمیدید چرا میگم همچی زیر سر چویاعه ولی خب بریم ادامه
با توجه به توضیحاتمیتونیم بفهمیم که اگر قدرت چویا از بدنش جدا نمیشه پس داخل اون اب هم نمیمیره بخوام بهتر توضیح بدم ورلاین دقیقا تو همون ازمایشگاهی بود که چویا بود حالا چه ربطی داره ربطش اینجاس که روی ورلاین سم جواب نمیده پس حالا که هردوتای اینا اراهاباکی دارن هردوتاشون هم سم روی بدنشون جواب نمیده
پس میتونیم بگیم که چویا در اونجا سم روی بدنش جواب نمیده و اونجا نمیمیره
حالا اینجا هست که تازه داستان روشن میشه
اگر چویا نمیدونسته که سم روی بدنش جواب نمیده چرا اون ماموریت رو قبول کرده؟ پس قطعا اینو میدونسته
و اینکه اگر چویا نمیدونه که در اینده ی اون ماموریت قراره چه اتفاقی بیوفته اصلا چرا با فکر اینکه قراره توی اب سمی غرق بشه این ماموریت رو قبول کرد؟اصلا از کجا میدونست که اون زندان این شکلیه؟ما میفهمیم که اون زندان دراصل همون ازمایشگاهی بوده که چویا توش بوده اما اگر یادتون باشه گفتم که چویا هفت سالگی به قبلشو یادش نمیاد ولی نگفتم که کامل یادش نمیاد چویا یکسری خاطرات مبهمی از اون زمان داره پس میشه گفت که بله این زندان همون ازمایشگاهی هست که چویا توش بوده اگر به محیطش نگاه کنید
حالا فکته یا تئوری؟
- ۳۵۶
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط