در زمستانی سرد که کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند،

در زمستانی سرد که کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند، گوشت بدن خود را می کند و به جوجه هایش می داد تا بخورند، زمستان تمام شد و کلاغ مرد! اما جوجه ها نجات پیدا کردند و گفتند :خوب شد که مرد راحت شدیم از این غذای تکراری! و این است واقعیت روزگار تلخ ما...
دیدگاه ها (۱۵)

بچه ها خدافظواسه همیشه دارم میرم واسه شوخیا ، حرفام ، عکسام ...

راحت نوشتیم بابا نان داد بی انکه بدانیم بابا برای نان تمام ج...

خدایا بابای من مهربون بود با او مهربون باش

گاهی دلتنگِ «او» نیستی؛ دلتنگِ احساسی هستی که فقط گاهی به تو...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

🔴میدانستید اولین تحریم اقتصادی آمریکا که باهاش یک ملت رو هدف...

🔴میدانستید اولین تحریم اقتصادی آمریکا که باهاش یک ملت رو هدف...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

مینهو به‌عنوان سفیر برند Matin Kim معرفی شد!🖇 https://www.sl...

📌 ماشالله به غیرت ایرانی/ وقتی معادلات غربزده‌ها بهم می‌خور...

# پارت هشتم: حصارِ گرم در شبِ سردسرمای شبانه، پارچه‌ی ابریشم...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط