عشق اغیشته به خون
عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۵۲
تهیونگ خندید سپس تند گفت : بریم که خوابم میاد .. جیمین خندید وشیطون گفت: زن زلیل هستی خواب نمیاد
مین جی خجالتی خندید و تند از اتاق خارج شد تهیونگ با غیض به جیمین نگاه کرد : مردک عوضی .. خودت هم همینطوری هستی .
جیمین خندید : شب بخیر رفیق دیونه
تهیونگ پالتو اش را پوشید و با خنده سمت در رفت : شب بخیر دوست احمق من .. میونشی با عشق و محبت به جیمین و تهیونگ نگاه میکرد در نهایت اتاق پر سکوت فرو رفت میونشی نفس عمیقی از آرامش کشید سپس روی تخت نشست جیمین با لبخند گونه میونشی را نوازش کرد. : کاشکی تو هم میرفتی اینجوری راضی نمیشم که روی مبل بخوابی
میونشی لبخند زد سپس آروم و با محبت گفت : رو خاکم باشه کنارم میمونم .. عزیرم .. جیمین لبخند زد سپس فشار بسیار نرمی به گردن همسرش داد تا صورت تو نزدیک شود و نرم لبش را بوسید سپس زمزمه کنان گفت : بیا کنارم رو تخت بخواب باشه
میونشی آروم سری تکون داد سپس کفش هایش را کشید و زیر ملاف جیمین رفت هر دو روی یک بالشت سر گذاشتند سپس میونشی دست دراز کرد و چراغ را هم خاموش کرد .. نور بسیار کمی از پنجره به اتاق میافتند ...
جیمین دستش را روی پهلو میونشی کشید و شیطون گفت: دلت بزرگ شده ها ... میونشی خندید و دستش را روی دست جیمین گذاشت پر احساس گفت : زنو شوهر مال هم دیگه هستند
جیمین حریص خندید : یعنی نمیترسی که کمربند لباست رو باز کنم ها .. دست اش روی کمربند لباس میونشی کشیده شد و خندید دخترک متقابل لبخند رو سرش را در گردن تو قائم کرد .. شیطون بازی های جیمین هم تموم میشد و نفس عمیقی کشید..
......
تهیونگ نرم دستش را روی موهای مین جی کشید سپس در گوشش زمزمه کرد ؛ زن تو دیگه داری منو میترسونی..
همسرش آروم سمت او چرخید بلافاصله نفس عمیقی کشید و زل زد بهش : مگه چیکار کردم
تهیونگ: ببین همه چی خوب پیش میره .. جیمین خوب شد تو خوب شدی دیگه زندگی رو خوش خودشو به ما نشون میداد ببین منی که یه روانی افسرده دوقطبی چیزه دیگه ای نبودم الان دارم اینو میگم
مین جی نفس عمقی کشید و آروم گفت : بخدا خیلی خستم .. که روحی بلکه جسمی کله دیشب رو نخوابیدم امروز هم .. خستگی حتی نمیتونم خودمو برای حقیقتی که قرار بود تعریف کنی هم آماده کنم - کمی مظلوم تر گفت- زنت خیلی ضعیف شده خیلی ..
تهیونگ تند خط فک مین جی را بوسید محکم و پر عطش: اخخخ اینجوری نگو که دیگه میخورمت ..
پارت ۲۵۲
تهیونگ خندید سپس تند گفت : بریم که خوابم میاد .. جیمین خندید وشیطون گفت: زن زلیل هستی خواب نمیاد
مین جی خجالتی خندید و تند از اتاق خارج شد تهیونگ با غیض به جیمین نگاه کرد : مردک عوضی .. خودت هم همینطوری هستی .
جیمین خندید : شب بخیر رفیق دیونه
تهیونگ پالتو اش را پوشید و با خنده سمت در رفت : شب بخیر دوست احمق من .. میونشی با عشق و محبت به جیمین و تهیونگ نگاه میکرد در نهایت اتاق پر سکوت فرو رفت میونشی نفس عمیقی از آرامش کشید سپس روی تخت نشست جیمین با لبخند گونه میونشی را نوازش کرد. : کاشکی تو هم میرفتی اینجوری راضی نمیشم که روی مبل بخوابی
میونشی لبخند زد سپس آروم و با محبت گفت : رو خاکم باشه کنارم میمونم .. عزیرم .. جیمین لبخند زد سپس فشار بسیار نرمی به گردن همسرش داد تا صورت تو نزدیک شود و نرم لبش را بوسید سپس زمزمه کنان گفت : بیا کنارم رو تخت بخواب باشه
میونشی آروم سری تکون داد سپس کفش هایش را کشید و زیر ملاف جیمین رفت هر دو روی یک بالشت سر گذاشتند سپس میونشی دست دراز کرد و چراغ را هم خاموش کرد .. نور بسیار کمی از پنجره به اتاق میافتند ...
جیمین دستش را روی پهلو میونشی کشید و شیطون گفت: دلت بزرگ شده ها ... میونشی خندید و دستش را روی دست جیمین گذاشت پر احساس گفت : زنو شوهر مال هم دیگه هستند
جیمین حریص خندید : یعنی نمیترسی که کمربند لباست رو باز کنم ها .. دست اش روی کمربند لباس میونشی کشیده شد و خندید دخترک متقابل لبخند رو سرش را در گردن تو قائم کرد .. شیطون بازی های جیمین هم تموم میشد و نفس عمیقی کشید..
......
تهیونگ نرم دستش را روی موهای مین جی کشید سپس در گوشش زمزمه کرد ؛ زن تو دیگه داری منو میترسونی..
همسرش آروم سمت او چرخید بلافاصله نفس عمیقی کشید و زل زد بهش : مگه چیکار کردم
تهیونگ: ببین همه چی خوب پیش میره .. جیمین خوب شد تو خوب شدی دیگه زندگی رو خوش خودشو به ما نشون میداد ببین منی که یه روانی افسرده دوقطبی چیزه دیگه ای نبودم الان دارم اینو میگم
مین جی نفس عمقی کشید و آروم گفت : بخدا خیلی خستم .. که روحی بلکه جسمی کله دیشب رو نخوابیدم امروز هم .. خستگی حتی نمیتونم خودمو برای حقیقتی که قرار بود تعریف کنی هم آماده کنم - کمی مظلوم تر گفت- زنت خیلی ضعیف شده خیلی ..
تهیونگ تند خط فک مین جی را بوسید محکم و پر عطش: اخخخ اینجوری نگو که دیگه میخورمت ..
- ۱۷.۷k
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط