ن...

ن...

اینجا زندگی میکنم...

زندگی اجباری...

در شهری خاکستری که بعضی ها آسمان آبیش را نشانه رفته اند

روی زمینی که درندگانش یکدیگر را دوست دارند و یکدیگر را دشمنند

در هوایی که از گرد غبار دروغ و بوی تعفنش نفسم گرفته

من کجا زندگی می کنم؟؟!....
دیدگاه ها (۸)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p66دلت برای زندگی قبلت تنگ میشه؟»جیمین چن...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش اول_Güzel şeyler biranda olur چيزاى خوب ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وسوم: یک روزِ عادی---صبح.از دخمه بیرون ...

رمان آخرین دیدار پارت۵₍ ⑅ ᐢ..ᐢ₎،شرمنده اگه دیر به دیر پارت م...

🖤 قفس سیاه | معرفی رمان👑 شخصیت‌های اصلی🖤 جونگکوک۲۳ ساله | وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط