بیاد گذشته

«بیاد گذشته»




انسان شدن محصول زن است
۱ . هر زن یک پنل تجمع انسان است . مردان و کودکان چندی بر دایره او داخل می شوند و بر گرد ساختمان زن حضور می یابند و از تفرق و انزوا رها می گردند . زن شکل پذیری جامعه را آغاز می کند و مردان بی شماری در مناسبات و شبکه های ارتباطی آن ساکن می شوند . جامعه از زن آغاز می گردد .
۲ . زن ، بانی نخستین تجمع انسان بالذات متفرق است . نخستین بار مفهوم همگشتگی ، تقسیم ، توافق ، کاشت و نگهداری و تمرکز بر محیط را عینیت می بخشد . مرد شکارچی گرسنه و مهاجر است ، زن به او خانه ، غله و جامه می دهد و او را کشاورز یکجانشین می کند .
۳ . اکنون نیز چنین است : اگر بطور ذهنی زن ( همسر ، مادر ، خواهر ، معشوقه و غیره ) را از پیرامون مرد خارج کنیم به سرعت ولگرد ، غیر اجتماعی ، منزوی و غیرقابل پذیرش خواهد شد ، اما این دیگر ممکن نیست و مرد بیش از حد اختیار ، اجتماعی گشته است .

من عجیب این زن غمگین را میشناسم.این که سایه اش بال هایی دارد به وسعت ارزوهاش و جسم اش خموده تر از رساندنش به مقصد است. این زنی که روحش بی قراری می کند توی تنگی استخوان های تنش. من این زن را می شناسم.من این زن بی لبخند را که هرروز جلوی اینه خودش را می اراید با ان رژ لب های تند قرمز رنگ برای کسی که نمیداند کیست،میشناسم.
من تمام این زن های غمگین را میشناسم اینهایی که درونشان یک دختر بچه دارند با موهای دم اسبی یا دو طرف بافته شده اینهایی که دلشان غنج می زند برای زانوی مادر که سر رویش بگذارند و از لباس عروسشان بگویند توی اینده هایی که روشن می بینندشان.اینهایی که عاشق بوی خستگی تن پدرهاشان هستند با ان دست های خشن نا مهربان!من تمام این دختر بچه های بی لبخند مهربان را می شناسم اینها که قلبشان را هی وصله پینه می زنند و توی روشنایی ضعیف زیر دوش های اب بی صدا اشک می ریزنند و اه می کشند و هیچ کس نمی فهمد این گل انداختن گونه هاشان از داغی خشم بی صدای درونشان است نه از داغی اب حمام!!
من این زن های غمگین بی پناه را می شناسم که دستهاشان کوتاه است از ضریح مرمرین عشق.اینها که همیشه مادرند اینها که همیشه مادر بوده اند برای همه ی مردهای زندگیشان و من چقدر می خواهم ،خنده هایشان را بی ترس، بی دلهره ی فردای ناپیدا. چقدر دل تنگم برایشان.


ودراخر>>ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺷﺎﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﯾﻨﺪ. ﺍﻣﺎ ﮐﺠﺎ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺟﺰﺀ ﺁﻥ ﻭ ﺣﺘﺎ ﻫﺮ ﭼﺮﻭﮎ ﺁﻥ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ؟ ﺣﺘﺎ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻮﺍﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﺩﺭﺩﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻭ ﺿﺮﺭﻫﺎﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻭﺍﺭﺩﻩ ﺑﺮ ﻣﻦ، ﺗﻮ ﺷﮑﺎﯾﺘﯽ ﻧﮑﺮﺩﯼ . ﻣﻦ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ، ﺁﻧﺮﺍ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ، ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﻮ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ …




#kurdman

#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

به سختی و استواری رشک پولاددر ره عشق سرها داده به بادبه قرین...

نادیه‌ مراد، دختر ایزدی که‌ بعد از فرار از دست توحش داعش، صد...

«بیادگذشته» مادر مقدس کردستان 1 . مریم باکره پستان پر از شی...

نمایش فیلم مستند «زندگی در مرز» به کارگردانی کودکان کوبانی ...

🔸شوخی جنسی نکنید🔸🔹آیت الله حائری شیرازی: #شوخی_جنسی نکنید ....

🔸شوخی جنسی نکنید🔸🔹آیت الله حائری شیرازی🔹▫️ #شوخی_جنسی نکنید ...

بیوگرافی آتوسا بهترین زن تاریخ ایران دختر کوروش کبیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط