‏من پری کوچک غمگینی را می‌شناسم که شب از یک بوسه می‌میرد

‏من پری کوچک غمگینی را می‌شناسم که شب از یک بوسه می‌میرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد...
#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۳)

‌چرا بیهوده می‌کوشی که بگریزی زِ آغوشم ؟از این سوزنده‌تر هرگ...

بخوان از چشم من امشب چه حسی با تو من دارم بمان امشب کنار من ...

ای کاش میتوانستمخونِ رگانِ خود رامنقطرهقطرهقطرهبگریمتا باورم...

نازلی سخن نگفت؛چو خورشیداز تیرگی برآمد ودر خون نشست و رفت… #...

من از نهایت شب حرف می زنممن از نهایت تاریکیو از نهایت شب حرف...

وقتی عشقش را جدی نمی‌گیرند، وقتی احساسش را کوچک می‌شمارند، و...

لحظه‌ایو پس از آن، هیچ.پشت این پنجره شب دارد می‌لرزد,و زمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط