جیهوپپ تو الان با دختر مردم چیکار داری ؟
جیهوپپ تو الان با دختر مردم چیکار داری ؟
اون بحثو تموم کن ،حداقل کیفشو ول کن که بتونه بره...
نامجون چرا رفتی رو میز دراز کشیدی ملت میخوان غذا بخورن بیا بریم خونه تو تخت دراز بکشش...
تهیونگ به تماس پایان دادو بلند بلند خندید
ولی اینبار دختری که کنار او بود هم خندید ،او در اون شب لحظات سختی رو پشت سر گذاشت ولی با این اتفاق گریه کردن رو کنار گذاشت و کلی خندید ...
تهیونگ به دختر نگاهی کرد و گفت :《اونا رفیقامن ،از جونمم برام بیشتر ارزش دارن .》
اون بحثو تموم کن ،حداقل کیفشو ول کن که بتونه بره...
نامجون چرا رفتی رو میز دراز کشیدی ملت میخوان غذا بخورن بیا بریم خونه تو تخت دراز بکشش...
تهیونگ به تماس پایان دادو بلند بلند خندید
ولی اینبار دختری که کنار او بود هم خندید ،او در اون شب لحظات سختی رو پشت سر گذاشت ولی با این اتفاق گریه کردن رو کنار گذاشت و کلی خندید ...
تهیونگ به دختر نگاهی کرد و گفت :《اونا رفیقامن ،از جونمم برام بیشتر ارزش دارن .》
- ۳۹۱
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط