💫فیک ران💫
💫فیک ران💫
#پارت_پنجم
ویو (میساکی)
ا/ت وقتی وارد خونه شد و به همه اعضا نگاه کرد با دیدن اون فرد شوکه شد و بعد اینکه ویندوزش بالا اومد تعظیم کرد...
همه در تعجب بودن که ران با چشماش خط تعظیم رو دنبال کرد و فهمید کسی که ا/ت داره بهش تعظیم میکنه کوکونویعه...
ران سریع یقهی کوکو رو گرفت و گفت: هوی! پول پرست با دخترک من چیکار کردی که حالا بهت تعظیم میکنه؟؟
کوکو: بهتره از زبون خودش بشنوی...مگه نه خانم اوتاگه؟
ا/ت: ببله رئیس؟
همه و همچنین ران: رئیس؟
ا/ت: بله آقای هاجیمه رئیس یه بانک بزرگ و من هم کارمند اون بانک هستم...در واقع بزرگترین بانک ژاپن...
همه: ای کوکوی پول پرست(میساکی دوباره جررر خورد)
کوکو: این پول پرستی نی که!
دستور مایکی بود...
مایکی: منم به اون بانک نیاز داشتم...
ا/ت: آم...شما ها میشه خودتون رو معرفی کنید؟
ران: آره حتما عزیزم
ا/ت: با اعضا بودم(میساکی دو برابر جررر خورد)
همه شروع به خندیدن کردن و ران خیلی کیوت قهر کرده بود و یگوشه نشسته بود...
همه شروع به معرفی کردن...
مایکی: من سانو مانجیرو ام رئیس این مافیا...میتونی مایکی صدام کنی...
کوکو: منو که باید بشناسی...
و همینطور ادامه پیدا کرد...
^^فلش بک به شب^^
ران: شیدوکا!
شیدوکا: بله قربان؟
این لباسارو برای ا/ت ببر و بهش بگو برای شب منتظرم باشه...
قراره خوش بگذره...(پوزخند)...
خب اینم از این😀
امیدوارم خوشتون اومده باشه بایبای✨️❤️
#پارت_پنجم
ویو (میساکی)
ا/ت وقتی وارد خونه شد و به همه اعضا نگاه کرد با دیدن اون فرد شوکه شد و بعد اینکه ویندوزش بالا اومد تعظیم کرد...
همه در تعجب بودن که ران با چشماش خط تعظیم رو دنبال کرد و فهمید کسی که ا/ت داره بهش تعظیم میکنه کوکونویعه...
ران سریع یقهی کوکو رو گرفت و گفت: هوی! پول پرست با دخترک من چیکار کردی که حالا بهت تعظیم میکنه؟؟
کوکو: بهتره از زبون خودش بشنوی...مگه نه خانم اوتاگه؟
ا/ت: ببله رئیس؟
همه و همچنین ران: رئیس؟
ا/ت: بله آقای هاجیمه رئیس یه بانک بزرگ و من هم کارمند اون بانک هستم...در واقع بزرگترین بانک ژاپن...
همه: ای کوکوی پول پرست(میساکی دوباره جررر خورد)
کوکو: این پول پرستی نی که!
دستور مایکی بود...
مایکی: منم به اون بانک نیاز داشتم...
ا/ت: آم...شما ها میشه خودتون رو معرفی کنید؟
ران: آره حتما عزیزم
ا/ت: با اعضا بودم(میساکی دو برابر جررر خورد)
همه شروع به خندیدن کردن و ران خیلی کیوت قهر کرده بود و یگوشه نشسته بود...
همه شروع به معرفی کردن...
مایکی: من سانو مانجیرو ام رئیس این مافیا...میتونی مایکی صدام کنی...
کوکو: منو که باید بشناسی...
و همینطور ادامه پیدا کرد...
^^فلش بک به شب^^
ران: شیدوکا!
شیدوکا: بله قربان؟
این لباسارو برای ا/ت ببر و بهش بگو برای شب منتظرم باشه...
قراره خوش بگذره...(پوزخند)...
خب اینم از این😀
امیدوارم خوشتون اومده باشه بایبای✨️❤️
- ۱۰.۱k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط