دیگر همه چیز عادی شد

دیگر همه چیز عادی شد ....

یلدا گذشت ...

زمستان هم امد ....

پاییز هم رفت ...

بس است دیگر ...

کافیست هرچه با زمان و فصل بازی کردیم ....

میخواهم اینبار بشکنی ....
بجای دل فاصله را ....

تا شاید دوباره ..
دو دست ...
دونگاه...
دو دل ..
و دو لب....

که همگی تشنه اند به هم برسند .....
دیدگاه ها (۳)

روزهای رفتهبه چوب کبریت های سوخته می مانندجمع آوری شدهدر قوط...

@Delnevashte"حسین پناهی" یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد،...

تنها ترین تنها منم......

الهی العفو..................

وارث تاریکی

بوی پیروزی رزمندگان اسلام به‌ مشام میرسد.✌️🇮🇷وقتی مقابله به ...

عشق!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط