در آن دیار

در آن دیار
کسی،
با کوله باری غم !
با کوله باری رنج !
ازتبار درد !
با گونه های آفتاب خورده !
دستان ترکیده !
موهای ژولیده !
چهره پریشان !

آنکه..
هر ترک لبان خشکیده اش !
بازگو میکند،
صفحه قصه های رنج را !

آنکه..
هر نگاه معصومانه اش
حکایت میکند ،
افسانه های درد را !
روایت میکند،
داستان غم را !

آنکه..
هر نفس خسته اش !
بیرون میکشد،
هزاران فریاد سوخته و خفه شده در گلون را !

آنکه..
هر چین جبینش،
نشانه از بزرکترین ستم است !
ستم که،
روا دانسته شده است بر او و هم نوعان او !

آری !
آن کس
از تبار درد !
از جنس سنگ
بنام "زن"
با نیم نگاهی به او،
شد همنفس خاطرات تلخ من !!..
دیدگاه ها (۴)

یک خیابانیک کوچهیک پارکیک کافهاز گوشه های شهر "یک" گوشه را ب...

جواب اون بدبختی که میگه بچه ها دیگه اذیت سرورشون پرسپولیسا ن...

به خودم افتخار میکنم هوادار همچی تیمی هستم

یحیی گل محمدی مربی جوان ،خوش آتیه و سرخدل ما فراموش نکردیم ...

در آن دیارکسی،با کوله باری غم !با کوله باری رنج !ازتبار درد ...

#خاصدر آن دیارکسی،با کوله باری غم !با کوله باری رنج !ازتبار ...

به راستی اگر زنان نمی باریدند کویر غم گلستان می شد؟یا رنگین ...

🌷 روز جهانی کارگر مبارکباد🌷 زینتِ ملکِ بیان , ای کار...

((((( خواهرم )))))محنت از دوران کشیدی , خواهرم .هجرت ...

‌دل من دیر زمانی است که می پندارد:«دوستی» نیز گلی‌ست؛مثل نیل...

درشب شهادت امام جواد ع ثواب اینشعر راتقدیم میکنم به ارواح ام...

نیمه شب در بستر خاموش سرد ناله کرد از رنج بی همبستریسر ، میا...

فرق دو قوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط