دیداردوباره

#دیداردوباره

#پارت۱۶

ویو ا/ت

بعد از اینکه کارم توی بیمارستان تموم شد یه نگاهی به ساعت انداختم ساعت ده و نیم رو نشون میداد.
زنگ به جونگکوک که زدم گفت پیش اونه.

ویو رسیدن به خونه جونگ کوک

زینگ زینگ

ــ درو باز کرد.

+سلام جو وون کجاست ؟

ــ ایناهاش اینجاست.

& سلام مامانی.

+سلام خوشگلم بریم دیگه.

&باشه بریم.
بابایی خداحافظ.

ــ خداحافظ کوچولو.

ویو تو ماشین

+خوش گذشت بهت پیش بابات.

&آهوم

+دوست داری بازم بیای پیشش؟

&آره دوست دارم.


+خب جو وون رسیدیم بهتره پیاده شی.

&باشه

ویو توی خونه.

+جو وون مگه نمیخوای بخوابی؟

&مامانی من خوابم نمیاد.

+یعنی چی پاشو برو بخواب فردا مدرسه داری.

&نمی‌خوام.

+جو وون الان از ساعت خوابت گذشته باید بخوابی.

&نمیخوااااااام.

+اینجوریه؟

&آره.

+پس دیگه نمی‌ذارم باباتو ببینی.

&اون میاد منو میبینه(زبون درمیاره)

+برای من زبون درمیاری؟

&آره.

+باشه پس تو تاریکی بمون تا لولو بخورت.

ا/ت رفت توی اتاق و لامپارو خواموش کرد.

&مامان.
مامانی. من اصلا نمی ترسم. (بغض)

&مامان کجا رفتی.
مامان لولو الان میاد بیا منو ببر(گریه)


ادامه دارد....................
دیدگاه ها (۴)

#دیداردوباره#پارت۱۷&مامانی ترو خدا دروباز کن(گریه)+دروباز کر...

#دیداردوباره #پارت۱۹ــ سلام من جئون جونگ کوک هستم رئیس جدید ...

سه پارتی درخواستی:جیمیناعضا اومدن.جین: ا/ت جیمین اومد.+لامپا...

سه پارتی درخواستی:جیمینویو ا/تبعد از اینکه کیکو آوردن شروع ک...

مثلث عشق۲

دوست پسر قا/تل ۹

چند پارتی نامجون درخواستی وقتی بین تو و داداشت فرق میذاشت pa...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط