شهر به شهر

شهر به شهر 
دور می شدی 
و من 
دیوار به دیوار 
گریه می کردم
دیدگاه ها (۱)

یکی هم باید باشد، یکی که بشود با او حرفهای لایه دار زد، حرفه...

با مردها مدارا کنید،مردها حتی به چهارخانه ی پیراهنشانهم امنی...

آدم ها عوض نمیشوندفقط دلتنگ میشوندبر میگردندو دوباره از نو ب...

تنهایی ادما فرق داره!هرکسی تو تنهاییش یه کاری میکنهیکی نخ به...

کافه نادری

من تو را فراموش کردم اما شدی یه زخم که هروقت غم داشتم واسه ی...

ووویییی اوزان اکبارا یعنی خود خوش‌تیپی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط