دوپارتی از چانگبین وقتی که کات کردید
دوپارتی از چانگبین: (وقتی که کات کردید....)
چانگبین:...ا..ات... -خشکش زده بود
اونم بلافاصله بعد از چشم تو چشم شدن باهام خشکش زده بود و بهم نگاه میکرد که سریع صورتش جدی شد
+: بفرمایید سفارش شما(با چانگبین)، و شما خانم رقصنده ی معرکه
ات: سرشو برگردوند سمت کشی که سفارششو داد- م..مرسی -لبخند ساختگی
باورم نمیشد که توهم از سر مستیه یا دارم واقعا ات رو از نزدیک میبینم...
چانگبین: ا...ات..-درحال کنترل کردن خودش-...ت...تو....ا..ینجا...
ات: بهتره تو اول بگی چرا اینجایی... -جدی
چانگبین: م..من....
ات: زود از اینجا گمشو و دیگه پیدا نشو.... -از صندلیش بلند شد و روبه روش وایساد
ات: یادت باشه....تو درباره من دروغ نگو و دنبالم نباش، منم درباره تو حقیقتی که چقدر آدم نحس و کثیفی هستی چیزی نمیگم -رفت
و بادیگارد هاش دنبالش رفتن....و چانگبین موند با مغزی آشفته وَ پر از فکر...و قلبی پر از پشیمونی....
(داستان)
چند هفته قبل یا یک ماه قبل به ات توسط فردی ت.ج.ا.و.ز میشه....چانگبین بخاطر ترس و شوکی که به ات وارد شده بود حس میکنه ات خودش نیست و متاسفانه ات تصمیم گرفت هیچکدوم از اتفاقا رو نگه تا مشکلی پیش نیاد و یوقت با گفتنش چانگبین بهش برچسب هر.زه نزنه و ولش نکنه، اما برعکسه اینا شد و چانگبین فکر کرد ات داره خیانت میکنه و رهاش میکنه و ات با تحمل کردن تمام روز های تاریکش قلبش تبدیل به سنگ میشه و دیگه احساساتی بودن رو قبول نمیکنه و خود به خود تبدیل میشه به یه فرد دیگه و رویای مورد علاقش یعنی رقصنده شدن رو دنبال میکنه و تبدیل میشه به یه رقاص باله ی بیکینی(یعنی یه رقصنده در بار ها که لباس ها و رقص های باز و سکسی داره)کاملا مشهور که تو بارهای گرون و مکان های مهم و کمیاب اجرا میکنه و چانگبین هم یک ماه بعدش متوجه میشه دوست دختر دومش که خیانتکار بوده با دوست پسر خودش دست به یکی میکنن تا زندگیشون خراب کنن و دوست پسرش به ات ت.ج.ا.و.ز میکنه تا ات رو نابود کنه و دوست دختره هم برای مدت کوتاهی با چانگبین میره تو رابطه تا کاملا رابطه رو بپاشونن و با اینکار یه پول زیاد به دست میارن و چانگبین با فهمیدن این حقیقت متوجه میشه ات چقدر سختی کشید و اون چقدر به ات با رفتارش فشار آورد و دیگه چانگبین تو انبوهی از پشیمونی غرق میشه و دیگه ات رو هیچ جوره برای برگردوندن پیدا نمیکنه و زندگیش به یه سیاهی تبدیل میشه....
پایان
چانگبین:...ا..ات... -خشکش زده بود
اونم بلافاصله بعد از چشم تو چشم شدن باهام خشکش زده بود و بهم نگاه میکرد که سریع صورتش جدی شد
+: بفرمایید سفارش شما(با چانگبین)، و شما خانم رقصنده ی معرکه
ات: سرشو برگردوند سمت کشی که سفارششو داد- م..مرسی -لبخند ساختگی
باورم نمیشد که توهم از سر مستیه یا دارم واقعا ات رو از نزدیک میبینم...
چانگبین: ا...ات..-درحال کنترل کردن خودش-...ت...تو....ا..ینجا...
ات: بهتره تو اول بگی چرا اینجایی... -جدی
چانگبین: م..من....
ات: زود از اینجا گمشو و دیگه پیدا نشو.... -از صندلیش بلند شد و روبه روش وایساد
ات: یادت باشه....تو درباره من دروغ نگو و دنبالم نباش، منم درباره تو حقیقتی که چقدر آدم نحس و کثیفی هستی چیزی نمیگم -رفت
و بادیگارد هاش دنبالش رفتن....و چانگبین موند با مغزی آشفته وَ پر از فکر...و قلبی پر از پشیمونی....
(داستان)
چند هفته قبل یا یک ماه قبل به ات توسط فردی ت.ج.ا.و.ز میشه....چانگبین بخاطر ترس و شوکی که به ات وارد شده بود حس میکنه ات خودش نیست و متاسفانه ات تصمیم گرفت هیچکدوم از اتفاقا رو نگه تا مشکلی پیش نیاد و یوقت با گفتنش چانگبین بهش برچسب هر.زه نزنه و ولش نکنه، اما برعکسه اینا شد و چانگبین فکر کرد ات داره خیانت میکنه و رهاش میکنه و ات با تحمل کردن تمام روز های تاریکش قلبش تبدیل به سنگ میشه و دیگه احساساتی بودن رو قبول نمیکنه و خود به خود تبدیل میشه به یه فرد دیگه و رویای مورد علاقش یعنی رقصنده شدن رو دنبال میکنه و تبدیل میشه به یه رقاص باله ی بیکینی(یعنی یه رقصنده در بار ها که لباس ها و رقص های باز و سکسی داره)کاملا مشهور که تو بارهای گرون و مکان های مهم و کمیاب اجرا میکنه و چانگبین هم یک ماه بعدش متوجه میشه دوست دختر دومش که خیانتکار بوده با دوست پسر خودش دست به یکی میکنن تا زندگیشون خراب کنن و دوست پسرش به ات ت.ج.ا.و.ز میکنه تا ات رو نابود کنه و دوست دختره هم برای مدت کوتاهی با چانگبین میره تو رابطه تا کاملا رابطه رو بپاشونن و با اینکار یه پول زیاد به دست میارن و چانگبین با فهمیدن این حقیقت متوجه میشه ات چقدر سختی کشید و اون چقدر به ات با رفتارش فشار آورد و دیگه چانگبین تو انبوهی از پشیمونی غرق میشه و دیگه ات رو هیچ جوره برای برگردوندن پیدا نمیکنه و زندگیش به یه سیاهی تبدیل میشه....
پایان
- ۹.۹k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط