#خورشیدوماه 🌙☀️
#خورشیدوماه 🌙☀️
part=20(فصل 2)
جانا: ایران جونم؟ بیا بیرون از اتاقت عشقم میخوایم ناهار بخوریم
ایرانا: باشه چشم اومدم
مامان لیلا: بیا دخترم بشین سر میز
ایرانا: وای بوی مرغ های مامانم رو میده🥺
حامیم: خدا رحمتشون کنه😔
ایرانا: خدا رفتگان شمارو هم بیامرزه
جانا: خب خبببب این مرغ خوشمزه الان سرد میشه منم گشنمه ها بسم الله😐🤲🏻
حامیم: کارد به شکمت بخوره🗿
.
.
«دیدگاه ایرانا»
غذامو خوردم و ظرف هارو یکی یکی گذاشتم توی سینک تا بشورم، مامان لیلا خیلی گفت که نشورم ولی من قبول نکردم و جانا هم اومد کمکم کرد.
جانا: ایرانا؟
ایرانا: هوم؟
جانا: میدونی چیه،، دلم میخواد عین سابق بشی.. دلم میخواد عین قبلت بخندی و بری رو عصابم
ایرانا: تو خودتو بزار جای من؟ ایا میتونی؟ غم از دست دادن عزیز مخصوصا پدر مادر، منو عین قبل میکنه؟
جانا: درکت میکنم، ولی خب.. من دلم اینجوری برات کباب میشه، نمیدونم چیکار کنم تا ققط بخندی اینجوری خودتو اذیت میکنی
ایرانا: نگران نباش چند وقت دیگه ای بگذره اوکی میشم
حامیم: ایرانا جان فرید زنگ زده برای برنامه موزیک جدید بریم موسسه میتونی بیای؟
ایرانا: آره آره وایسا ظرفارو بشورم میام
حامیم: باشه من منتظرتم توی ماشین
ایرانا: باشه
.
.
«دیدگاه ایرانا»
ظرفارو که شستم رفتم توی اتاقم حاظر شدم یه ارایش ملایمی کردم، وسایل فیلم برداریمو برداشتم خدافظی کردم و رفتم توی ماشین نشستم
part=20(فصل 2)
جانا: ایران جونم؟ بیا بیرون از اتاقت عشقم میخوایم ناهار بخوریم
ایرانا: باشه چشم اومدم
مامان لیلا: بیا دخترم بشین سر میز
ایرانا: وای بوی مرغ های مامانم رو میده🥺
حامیم: خدا رحمتشون کنه😔
ایرانا: خدا رفتگان شمارو هم بیامرزه
جانا: خب خبببب این مرغ خوشمزه الان سرد میشه منم گشنمه ها بسم الله😐🤲🏻
حامیم: کارد به شکمت بخوره🗿
.
.
«دیدگاه ایرانا»
غذامو خوردم و ظرف هارو یکی یکی گذاشتم توی سینک تا بشورم، مامان لیلا خیلی گفت که نشورم ولی من قبول نکردم و جانا هم اومد کمکم کرد.
جانا: ایرانا؟
ایرانا: هوم؟
جانا: میدونی چیه،، دلم میخواد عین سابق بشی.. دلم میخواد عین قبلت بخندی و بری رو عصابم
ایرانا: تو خودتو بزار جای من؟ ایا میتونی؟ غم از دست دادن عزیز مخصوصا پدر مادر، منو عین قبل میکنه؟
جانا: درکت میکنم، ولی خب.. من دلم اینجوری برات کباب میشه، نمیدونم چیکار کنم تا ققط بخندی اینجوری خودتو اذیت میکنی
ایرانا: نگران نباش چند وقت دیگه ای بگذره اوکی میشم
حامیم: ایرانا جان فرید زنگ زده برای برنامه موزیک جدید بریم موسسه میتونی بیای؟
ایرانا: آره آره وایسا ظرفارو بشورم میام
حامیم: باشه من منتظرتم توی ماشین
ایرانا: باشه
.
.
«دیدگاه ایرانا»
ظرفارو که شستم رفتم توی اتاقم حاظر شدم یه ارایش ملایمی کردم، وسایل فیلم برداریمو برداشتم خدافظی کردم و رفتم توی ماشین نشستم
- ۱۲۵
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط