من هرزه نیستم...اگر گذاشتم پشت شمشادها مرا ببوسی خواستم ب

من هرزه نیستم...اگر گذاشتم پشت شمشادها مرا ببوسی خواستم بدانی انقدر حس دوست داشتنت قوی بود که من از تمام اعتقاداتم گذشتم،وتو پشت سرم گفتی چقدر هرزه بود،تنش میخارید...!!!

فصل دو نفره ها تموم شد…حالا نوبت ماست…نوبت ماست که دستامونو بذاریم تو جیبمون و رو جدول خیابونا راه بریم...!!!

دستمال که هیچ ، کل زندگی ام زیر درخت آلبالو گم شده است...!!!

پتروس انگشتت را بیرون بیاور،بگذار اب ببرد،مردمی را که خواب برده است...!!!

سرت را روی پاهای من بگذار...ما از روز اول با خدای مردم شهر غریبه بودیم...!!!
دیدگاه ها (۵)

راست گفت دخترک:اگر پشت شمشادها. گذاشتم مرا ببوسیخواستم بدانی...

فصل دو نفره تموم شدحالا نوبت ماست....نوبت ماست که دستامونو ب...

فصل دو نفره ها تموم شد… حالا نوبت ماست… نوبت ماست که دستام...

فصل دو نفره ها تموم شد... حالا نوبت ماست... نوبت ماست که دست...

اگر پشت شمشادها ، گذاشتم مرا ببوسی.. خواستم بدانی , آنقدر ح...

من هرزه نيستماگر پشت شمشادها گذاشتم مرا ببوسي...خواستم بداني...

من هرزه نیستم...اگه گذاشتم منو ببوسی...خواستم بدونی حس دوس د...

من هرزه نیستم... اگه گذاشتم منو ببوسی... خواستم بدونی حس د...

من هرزه نیستم...اگه گذاشتم منو ببوسی...خواستم بدونی حس دوس د...

من هرزه نیستم...اگه گذاشتم منو ببوسی...خواستم بدونی حس دوس د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط