‏یه وقت‌هایی هم انقدر دوستش داری که از ترس اینکه حالش رو

‏یه وقت‌هایی هم انقدر دوستش داری که از ترس اینکه حالش رو بد کنی، دورترین آدم زندگیش میشی...
دیدگاه ها (۱)

‏-چرا کشتیش؟!+فکر و خیالم پیشش مونده بود؛ پس نمیداد.

‏+خرابم...-خراب چرا؟+خراب اون حرفایی که باس میزدم و نزدم...

-بعضی وقتا حتی تو جمعم تنهاترینی +میشه مگه؟- اره بعضی وقتا ح...

کنار پنجره نشسته بود و به فنجون قهوه ے توے دستش خیره شده بود...

انقدر دوستش داری که دیگه نمیتونی احساساتتو پنهون کنی ((: چقد...

تا حالا به این فکر کردی که شخصیتی که الان داری [و یه نفر دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط