آیدل من
آیدل من
( در خواستی)
پارت۲۰
از زبون شوگا
بیست دقیقه ای طول کشید تا رسیدیم به همون خیابونی که ات گفت و یه کلمه هم حرف نزدیم
شوگا: خب رسیدیم به خیابون(...) کجا برم؟
.
شوگا: ات
برگشتم سمتش اما خوابیده بود میخواستم بیدارش کنم اما دلم نیومد
الان کجا برم ؟
از زبون ات
سرم خورد به یه چیزی و یهو بیدار شدم که دیدم هنوز تو ماشینیم
شوگا: ببخشید ماشینه پیچید رو دستم میخواستم نخورم بهش
ات: اشکالی نداره ...اصلا نمیدونم کی خوابم برد ...ساعت چنده؟
شوگا: ۳:۳۰
ات: پس چرا هنوز نرسیدیم؟
شوگا: رسیدیم ولی دیدم خوابی دلم نیومد بیدارت کنم
ات: از اون موقع تا حالا داری رانندگی میکنی ؟
شوگا: آره چطور؟
ات: عقلتو از دست دادی؟
شوگا: نه
ات: باورم نمیشه سه ساعته داری تو خیابون میچرخی
شوگا: خب اگه میخوای بیشتر از این تو خیابون نباشیم پس آدرس خونتو بده
ادرسو دادم بهش اونم رفت
یکم گذشت رسیدیم
دلم نیومد بگم شوگا بره سه ساعت بخاطر من تو خیابونا بوده
ات: بیا بریم بالا
شوگا: نه مرسی میرم خونه ی خودم
ات: سه ساعت به خاطر من تو خیابونا بودی انتظار نداری که بزارم بری
شوگا: من برم ماشینو پارک کنم
ات: برو تو پارکینگ
شوگا: باشه
ات: بعدم بیا طبقه چهاردهم
شوگا: باشه
سریع رفتم تو خونه و لباسای کف خونه رو چپوندم تو کمد و درشو به زور بستم یه دست لباس مردونه داشتم نو بود برداشتم و گذاشتم رو مبل
که زنگ خونه خورده شد
درو باز کردم
ات: بیا تو ... ببخشید خونه بهم ریختس معمولاً کسی نمیاد منم از خدا خواسته خونه رو تمیز نمیکنم
شوگا: نه طوری نیست زیادم بهم ریخته نیست
ات: من برم لباسامو عوض کنم برا توهم لباستو گذاشتم رو مبل نوعه دست نخوردس
شوگا: مرسی
( در خواستی)
پارت۲۰
از زبون شوگا
بیست دقیقه ای طول کشید تا رسیدیم به همون خیابونی که ات گفت و یه کلمه هم حرف نزدیم
شوگا: خب رسیدیم به خیابون(...) کجا برم؟
.
شوگا: ات
برگشتم سمتش اما خوابیده بود میخواستم بیدارش کنم اما دلم نیومد
الان کجا برم ؟
از زبون ات
سرم خورد به یه چیزی و یهو بیدار شدم که دیدم هنوز تو ماشینیم
شوگا: ببخشید ماشینه پیچید رو دستم میخواستم نخورم بهش
ات: اشکالی نداره ...اصلا نمیدونم کی خوابم برد ...ساعت چنده؟
شوگا: ۳:۳۰
ات: پس چرا هنوز نرسیدیم؟
شوگا: رسیدیم ولی دیدم خوابی دلم نیومد بیدارت کنم
ات: از اون موقع تا حالا داری رانندگی میکنی ؟
شوگا: آره چطور؟
ات: عقلتو از دست دادی؟
شوگا: نه
ات: باورم نمیشه سه ساعته داری تو خیابون میچرخی
شوگا: خب اگه میخوای بیشتر از این تو خیابون نباشیم پس آدرس خونتو بده
ادرسو دادم بهش اونم رفت
یکم گذشت رسیدیم
دلم نیومد بگم شوگا بره سه ساعت بخاطر من تو خیابونا بوده
ات: بیا بریم بالا
شوگا: نه مرسی میرم خونه ی خودم
ات: سه ساعت به خاطر من تو خیابونا بودی انتظار نداری که بزارم بری
شوگا: من برم ماشینو پارک کنم
ات: برو تو پارکینگ
شوگا: باشه
ات: بعدم بیا طبقه چهاردهم
شوگا: باشه
سریع رفتم تو خونه و لباسای کف خونه رو چپوندم تو کمد و درشو به زور بستم یه دست لباس مردونه داشتم نو بود برداشتم و گذاشتم رو مبل
که زنگ خونه خورده شد
درو باز کردم
ات: بیا تو ... ببخشید خونه بهم ریختس معمولاً کسی نمیاد منم از خدا خواسته خونه رو تمیز نمیکنم
شوگا: نه طوری نیست زیادم بهم ریخته نیست
ات: من برم لباسامو عوض کنم برا توهم لباستو گذاشتم رو مبل نوعه دست نخوردس
شوگا: مرسی
- ۴۳.۱k
- ۱۶ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط