Knife Dead

Knife Dead
…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۴ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ


یک دستش را روی پایین شکم اش گذاشت و ان یکی را پایین دلش گذاشت ( اسلاید ۲ ) خیره به آن اتاق زیبا و صورتی رنگ شد تخت کوچیک و کمد لباس خوشگل گهواره آویزان کنار دیوار به شدت آن اتاق خوشگل شده بود دخترم زمزمه کنان گفت ( جی جی اتاق خیلی خوشگل شده )
هنوز هم در افکارش فروع رفته بودن فقد سه ماه تا آمدن جی جی اش مونده بود جونکوک بی تاقت تر از معشوق اش منتظر پرنسس خودشون بود بوسی ریزی روی گردن سفید دخترک گذاشته شد و حس نزدیک شدن جونکوک بهش فهماند که حالا پشت سرش ایستاده پس خنده ای کرد
ات.: کی اومدی از سر کار
جونکوک: همین الان .. اتاق چطور شده
ات: خیلی خوشگل شده وقتی بیدار شدم خاله کیم گفت که بیام این اتاق ولی‌... خنده ای سر داد و گفت
ات: ولی واقعا بگم عشقم خیلی عصبی شدم گفتم شکم من بزرگ تر هم شده دیگه نمیتونم بلند بشم حتی از رو مبل خیلی اعصبانی شدم آخه سخت بود برام
جونکوک خنده ای با صدا بلند سر داد و بیشتر به معشوق اش نزدیک شد
جونکوک: تپل تپل تنبل هم شده آره
ات: آره... ولی وقتی اومدم تو این اتاق از خون لحظه تا الان اینجا وایستادم خیلی خوشگل شده
جونکوک لخنش کمی ناراحت شد و به زمین خیره شد آروم گفت
جونکوک: اون روز رو یادت میاد که یهویی دردت اومد ..
ات: آره چطور
جونکوک: خیلی شوکه بودم فکر کردم وقت زایمان تو اومده خشکم زده بود
ات: اشکالی نداره الان که خوبم و اونم برای آماده کی تو بود
جونکوک باز هم بوسه ای رو گردن دخترک کاشت ...
جونکوک: امشب بریم بیرون شام ؟
ات: باشه میرم ولی قضیه ازدواج چی‌ میشه
جونکوک سرش را از روی گردن دخترک برداشت و بلافاصله سمتش چرخید و با نگرانی گفت ... ات: جونکوک می‌دونی که این ماه ۶ هستش .. مدتی دیگه جی جی به دنیا میاد اون وقته که حتی ازدواج هم نکردیم
جونکوک دست هایش را قاب صورت دخترک را گرفت و نجوا کرد
جونکوک: می‌دونم عشقم می‌دونم فراری زندگیم ولی هنوز چه هنوزه کار های کاساکان خوب پیش نمیره کمی دیگه صبر کن
دخترک متقابل خندیدن و هر دو سمته اتاق خودشان رفتن ﴿ اسلاید ۲ اتاق جی جی ﴾

ات: اصلا و ابدا
جونکوک کمی با صدا عصبی گفت
جونکوک: داری عصبانیم می‌کنی ..... دخترک باز هم عصبی به تاج تخت تکیه داد و با اخم گفت
ات: چرا باید این لباسو بپوشم مگه من مادربزرگ هستم
جونکوک آن لباس مشکی را روی تخت انداخت و کمی با چشم های عصبی اش به دخترک چشم دوخت و با صدا کمی عربده گفت
دیدگاه ها (۲)

ادامه پارت قبل جونکوک: جئون ات گوش بده به فکر این نباشید که ...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۵ …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ( اسلاید ۲ لباسه ات )...

ادامه پارت قبل دکتر: یه پرنسس مثل مادرش جونکوک لبخندی زد و ب...

Knife Dead…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart ۱۴۳…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷدکتر : بفرمایید شما با...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ عشق ممن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط