"همه چیز از اونجا شروع شد !....🥊🎭🎸"

"همه چیز از اونجا شروع شد !....🥊🎭🎸"



#part3🍷🎸



-الو،سلام. نلا ام! .

هلیا پیشته گوشی بدی بهش؟
اخه هرچی زنگ میزنم جواب نمیده!-


شاهان که حالا مخاطبش رو شناخته بود با صدایی  رسا گفت :

-سلام، خوب هستین !
اره اینجاست !،گوشی باشه خدمتتون الان صداش میزنم!-


و اجازه نداد چیز دیگه ای بگم.

توی سرم هزار بار هلیا رو کشتم و زنده کردم.


با پیچیدن صدای جیغ جیغو ی هلیا توی گوشم رشته ی افکارم پاره شد .


-بَه،بَه!
چطوری!؟
چرا به گوشی خودم زنگ نزدی شیطون؟!-



داشتم از حرص منفجر میشدم .
پشت  گوشی داد زدم:

-چطوری و مرض!
اصلا معلوم هست گوشیتو کجا گذاشتی؟!
چرا جواب نمیدی!؟
ببین ادمو به چه کارایی وادار میکنی!

برای اولین بار مجبور شدم زنگ بزنم به کراشم بگم گوشیو بده به دوستم !

ریدم دهنت کثافت!-


همه رو توی یه نفس گفته بودم .




¤¤¤¤¤🥊 📕 🖋🎸🍷🕯¤¤¤¤¤
دیدگاه ها (۰)

"همه چیز از اونجا شروع شد !....🥊🎭🎸"#part4🍷🎸هلیا که خورده بود...

"همه چیز از اونجا شروع شد !....🥊🎭🎸"#part5🍷🎸فضای داخل ماشین ب...

"همه چیز از اونجا شروع شد !....🥊🎭🎸"#part2🍷🎸مامان که حالا نرم...

"همه چیز از اونجا شروع شد !....🥊🎭🎸"#part1🍷🎸"نلا"- مامان تروخ...

اعتماد پارت|۱۵۶|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط