حال من خوب است ، نه اینکه همه چیزِ جهانم خوب باشد ،

حال من خوب است ، نه اینکه همه چیزِ جهانم خوب باشد ،
نه اینکه مشکلی نباشد !
حال من خوب است چون چشم وا کردم و آفتاب را دیدم ،
و آسمان را که ابری نبود ! گنجشک ها روی سیم های برق ، غرق در خیالِ مزرعه ی انگور ، آواز می خواندند ،
و کسی با گربه های سرخوش و بیخیالِ شهر ، کاری نداشت !
کودکان ، شاد بودند ، می دویدند و بازی می کردند ،
و در چشم تمام آدم ها ، اشتیاق بی مانندی موج می زد ، انگار که همه شان عاشق بودند و انگار که خبرهای خوبی در راه بود ...
حال من خوب است چون ایمان دارم که چیزی به خوب شدنِ حالِ جهانم نمانده ،
چون می توانم زیبایی های دنیا را ببینم ، آرامش بگیرم و دستان مهربان خدا را ببوسم ،
چون می توانم از لبخند دوستانم امید بگیرم و از اخمِ دشمنانم انگیزه !
حال من خوب است ، چون خواسته ام که خوب باشد !
#نرگس_صرافیان_طوفان‌
دیدگاه ها (۱)

خــــــــدآیــــآ.....از گــــــنــآهــآنـــــــــم بــگــــ...

خسته ام...از صبوری خسته ام...از فریاد هایی که در گلویم خفه م...

امروز بیشتر از دیروز دوستت می دارمو فردا بیشتر از امروزو این...

راستش را بخواهیآمدم!؛هر شبنه یک بارنه دو باربه تعدادِ تمام ش...

ویوی ایوکی:نور آفتاب از بین برگ های درخت های انگور به صورتم ...

نشانه های قحطی در ایران !!!اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم،ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط