کله پوک صورتی
کله پوک صورتی ✨️
پارت ۵۶ 《فصل دوم پارت ۱۴
فیونا:رئیس معمور ریکو اومدن
هندلر《رییس》:بگین بیاد تو
معمور ریکو《دامیان》:سلام من برای استخدام....
هلندر،: خودمون میدونی بیشنهادی تاسوگاره هستی؟
دامیان:امم....آره
هلندر:نمیدونم جرا ماموریت ما یعنی استریس مربوط به بدرت داناوان دزموند هست ولی برای جی پیشنهاد استخدامی تاسوگاره و قلوه کردی؟
دامیان: اممممم... خب من معموریت استریکس و انجام نمیدم کمکی هم نمیکنم فقط برای سرگرمی اینجام
فیونا:، اینجا برای سرگرمی نیست
هلندر : فیونا آروم باش خب ریکو آزمون استخدامی فردا هست فردا دوشنبه
دامیان :ها....ریکو دیگه حه رمز مزخرفیه
فیونا توی ذهنش : خیلی روموخه خیلی روموخه خیلی رومخه باورم نمیشه توایلات این احمق و استخدام کرده
هلندر :از رمزت رازی نیستی؟
دامیان: هییی باشه باشه دوشنبه فردا
هلندر : درضمن دیگه هرگز با لباس فرمت اینجا نیا فهمیدی اکه کسی بفهمه خورت میدونی 《از دیگه به بعد و باداد گفت》
دامیان که ترسیده بود: چ....چشم
هندلر :خیله خب مرخصی دفعه ی بعدی که میای شاگرد تاسوگاره ای و باید بیش اون درس یا بگیری معمور آینده ریکو
دامیان : آ....آها باشه ما رفتیم مرخص کلی راستی اهم اهم عینکتون بهتون نمیاد خداحافظ 《بچم سریع در رفت😂》
فیونا : عجب بی ادبیه
هندلر : هوم مثل جوونی های یک شخص پروفه
فیونا: من اصلا اینجوری نبودم
هندلر : من که با تو نبودم آخه خنگ خدا خودت هم به خودت میگی پرو بگذریم من منظورم تاسوگاره 《لوید》بود
فیونا: اون کجاش آخه شبیه معمور تاسوگاره
هندلر : چمیدونم جوون ها جوونن دیگه
دامیان سریعا از اونجا در رفت
خانه ی فورجر ها
یور : انیا چان چی شده خیلی وقته تو فکری
لوید : انیا مگه فکر هم داره
انیا :نخ نه انیا به هیج جیزی فکر نمیکنه داره فکر میکنه فردا امتحان ریاضی و مردود میشه یانه《دروغ محض》
یور : مطمعا باشم آخه تازگیا خیلی با بکی و دامیان میگردی انگاری که یک اکیپ سه نفره زدین
انیا : اکیپ؟
لوید : وایسا ببینم تو با دامیان دوست شدییی؟!《با خوشحالی》
انیا:نچ
لوید با نا امیدی: اها باشه
یور : وهی لوید اون قضیه ی مشت زدن انیا به دامیان خیلی وقته گذشته باید بیخیال دوست شدنشون بشی ولی من هنوز نفهمیدم حرا میخوای اون دوتا باهم دوست شن ؟
لوید : ام واسه ی این که《به رئیس دزموند نزدیک شم》آها واسه ی این که تا ابد پشت سر انسا حرف نمونه و این که《 معموریت استریکس خوب بیش بره》
و این که هیج کینه ای بین انیا و دامیان نمونه فقط همین
یور: او به این نکته اشاره نکرده بودم
○●○□○●○□○□●●○
ببخشید کم بود برامون مهمون اومد
پارت ۵۶ 《فصل دوم پارت ۱۴
فیونا:رئیس معمور ریکو اومدن
هندلر《رییس》:بگین بیاد تو
معمور ریکو《دامیان》:سلام من برای استخدام....
هلندر،: خودمون میدونی بیشنهادی تاسوگاره هستی؟
دامیان:امم....آره
هلندر:نمیدونم جرا ماموریت ما یعنی استریس مربوط به بدرت داناوان دزموند هست ولی برای جی پیشنهاد استخدامی تاسوگاره و قلوه کردی؟
دامیان: اممممم... خب من معموریت استریکس و انجام نمیدم کمکی هم نمیکنم فقط برای سرگرمی اینجام
فیونا:، اینجا برای سرگرمی نیست
هلندر : فیونا آروم باش خب ریکو آزمون استخدامی فردا هست فردا دوشنبه
دامیان :ها....ریکو دیگه حه رمز مزخرفیه
فیونا توی ذهنش : خیلی روموخه خیلی روموخه خیلی رومخه باورم نمیشه توایلات این احمق و استخدام کرده
هلندر :از رمزت رازی نیستی؟
دامیان: هییی باشه باشه دوشنبه فردا
هلندر : درضمن دیگه هرگز با لباس فرمت اینجا نیا فهمیدی اکه کسی بفهمه خورت میدونی 《از دیگه به بعد و باداد گفت》
دامیان که ترسیده بود: چ....چشم
هندلر :خیله خب مرخصی دفعه ی بعدی که میای شاگرد تاسوگاره ای و باید بیش اون درس یا بگیری معمور آینده ریکو
دامیان : آ....آها باشه ما رفتیم مرخص کلی راستی اهم اهم عینکتون بهتون نمیاد خداحافظ 《بچم سریع در رفت😂》
فیونا : عجب بی ادبیه
هندلر : هوم مثل جوونی های یک شخص پروفه
فیونا: من اصلا اینجوری نبودم
هندلر : من که با تو نبودم آخه خنگ خدا خودت هم به خودت میگی پرو بگذریم من منظورم تاسوگاره 《لوید》بود
فیونا: اون کجاش آخه شبیه معمور تاسوگاره
هندلر : چمیدونم جوون ها جوونن دیگه
دامیان سریعا از اونجا در رفت
خانه ی فورجر ها
یور : انیا چان چی شده خیلی وقته تو فکری
لوید : انیا مگه فکر هم داره
انیا :نخ نه انیا به هیج جیزی فکر نمیکنه داره فکر میکنه فردا امتحان ریاضی و مردود میشه یانه《دروغ محض》
یور : مطمعا باشم آخه تازگیا خیلی با بکی و دامیان میگردی انگاری که یک اکیپ سه نفره زدین
انیا : اکیپ؟
لوید : وایسا ببینم تو با دامیان دوست شدییی؟!《با خوشحالی》
انیا:نچ
لوید با نا امیدی: اها باشه
یور : وهی لوید اون قضیه ی مشت زدن انیا به دامیان خیلی وقته گذشته باید بیخیال دوست شدنشون بشی ولی من هنوز نفهمیدم حرا میخوای اون دوتا باهم دوست شن ؟
لوید : ام واسه ی این که《به رئیس دزموند نزدیک شم》آها واسه ی این که تا ابد پشت سر انسا حرف نمونه و این که《 معموریت استریکس خوب بیش بره》
و این که هیج کینه ای بین انیا و دامیان نمونه فقط همین
یور: او به این نکته اشاره نکرده بودم
○●○□○●○□○□●●○
ببخشید کم بود برامون مهمون اومد
- ۹.۰k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط