این روزهــــا ...

این روزهــــا ...
حال کارگردانی را دارم
که فیلمش هیچ بیننده‌ای ندارد
از وقتی که دیگر تو
مرا و کارهایم را نمی‌بینی
امید و آرزو و تلاش
با این زندگی واژه‌هایی سخت غریبه‌اند

یک روز بیا و مثل قبل
روی همین صندلی بنشین
و آنقدر تماشایم کن
آنقدر تماشایم کن
تا بازهم با امید به داشتنت
این زندگیِ از نفس افتاده را احیــــا کنم ...!
دیدگاه ها (۱)

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

### پارت ۶: سایه‌هایِ تردید و وزنِ قدرت (آزمونِ اعتماد)دو رو...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا لبخند عمیقی ز...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

🌱🤍✨ حــرف‌هــایــی کــه لــازمــه حــتــمــاً بــشــنــوی… ✨...

[Part 1]#وقتی.تورا.باختندتهران | ساعت ۲:۴۷ بامدادنور آباژور ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twelve اون شب قلبم یچی میگفت و م...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط