واردِ رابطه میشوند...

واردِ رابطه میشوند...
عشق و حالشان را میکنند!
تمامِ دوستانِ صمیمی شان را از یاد میبرند،
هیچکس را نمی شناسند
تا رابطه شان ناگهان تمام میشود...
اینجاست که از عالم و آدم انتظار دارند درکشان کند؛
گوشِ شنوا می خواهند تا آرامشان کند!
و این روند تا شروعِ رابطه ی بعدیِ شان ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

تو را شبیه شب دوست می دارمتیکدستیکرنگبی صداتنهاو البتهبی پای...

کاش جای تو بودمکاش کسی را داشتم که مدام از من بنویسدکه قهرما...

خیلی زیاد نمیگوید دوستت دارمولی همیشهپیرهنی را میپوشدکه میدا...

مربی موتور سوار

Part ²³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)صبح که...

اوسی هازبین هتل !

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط