گاهی میان تمام خستگیهای جهان
گاهی میان تمام خستگیهای جهان،
چیزی درون من هنوز بیدار است؛
نه فریاد میزند،
نه خودنمایی میکند،
فقط آرام و پیوسته
مرا به سمت فردا هل میدهد.
نامش را امید گذاشتهاند،
اما برای من
شبیه ریشهایست
که در تاریکی خاک
بیصدا
به نور فکر میکند.
شاید همین میلِ دوباره برخاستن،
همین ایمانِ کوچک اما سرسخت،
تعریف واقعی زندگی باشد.....
چیزی درون من هنوز بیدار است؛
نه فریاد میزند،
نه خودنمایی میکند،
فقط آرام و پیوسته
مرا به سمت فردا هل میدهد.
نامش را امید گذاشتهاند،
اما برای من
شبیه ریشهایست
که در تاریکی خاک
بیصدا
به نور فکر میکند.
شاید همین میلِ دوباره برخاستن،
همین ایمانِ کوچک اما سرسخت،
تعریف واقعی زندگی باشد.....
- ۱۴۲
- ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط