بدحجابى گفت:هروقت به خيابان مي آيم، يه مشت مگس راه مي افت

بدحجابى گفت:هروقت به خيابان مي آيم، يه مشت مگس راه مي افتند و اذيت و آزارم ميكنند
بايد به آن گفت اگر تو بوى زباله ندى مگر ممكن است مگس ها دنبال تو بيايند؟!
دیدگاه ها (۱)

𓏲𑁍 ⃝‌‌‌‌‌🍃N࿐‌‌‌‌‌‌‌‍⋆#قدم‌زناندر خیابان‌...

کپشن برای توعه رفیق❤️"بعضی آدمها دنيا رو زيبا ميکنند"آدمايی ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... (ویو ا.ت)نور س...

❌ دست‌های پشت پرده فکر کردن این بار هم مثل دفعه‌های قبل می‌ت...

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط