خیال خام پلنگ من

خیال خام پلنگ من
به سوی ماه جهیدن بود
وماه را زبلندایش
به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من دل مغرورم
پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ماه بلند من
ورای دست رسیدن بو د



«حسین منزوی»
دیدگاه ها (۶۸)

موهایش سپید استمادرم را می گویماو آسیاب زندگی پدرم را می چرخ...

بـه گرد کعبه می گردی پریشانکه وی خود را در آنجا کرده پنهاناگ...

خواستم پنجــــره را باز کنم گفتی نهجای ِ مهتاب تو را ناز کن...

زندگیست دیگر!همیشه که همه رنگ‌هایش جور نیست،همه سازهایش کوک ...

my love part 92

با خنده ای خودش خندید و تند سمت جونگکوک رفت جونگکوک از دور د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط