فاحشه

#فاح.شه💜💦🔞
#پارت_12
اومد پایین تر و لیسی به گردنم زد
که باز آهی کشیدم و باز وحشی تر شد
کم کم پایین رفت و قفل سوتینم باز کرد
سوتینم رو در آورد که سریع دستم و روی سینه هام گذاشتم
_کوچولو باهام راه بیا تا به اوج برسونم هر دومونو
+با صدای که انگار از ته چاه میومد باشه ای گفتم و دست هامو برداشتم
لیسی به روی سینه هام زد و یکی از اون هارو توی دهنش کرد
انگار بچه دو ساله ای که از مادرش شیر میخواد سینه هامو می‌خورد
بعد افتاد به جون اون یکی سینم
حدود نیم ساعت فقط جفت سینه هامو می‌خورد بعد دورشون مک میزد که کاملا فکر کنم کبود شده بودن
خیلی عمیق مک میزد
کم کم پایین رفت و از بغل شرت کنار زد وقتی بهشت سفیدمو دید وحشی شد و شرتم رو پاره کرد سرشو برد بین پاهام
با اولین لیسی که زد بدنم آتیش گرفت حرارت بدنم رو حس میکردم
همینطور زبونش پر میداد و لیس میزد
کم کم آهم بلند شده بود
کارشو خوب بلد بود و من داشتم برای اولین بار میچشیدم و لذت می‌بردم
هرچی تند تر می‌خورد آهم بیشتر می‌شد و با آه های من وحشی تر میشد
انقد خورد که دیگه جون نداشت
و با چشمای خمارش نگاهی بهم کرد و گفت حالا نوبت کوچولومه
دیدگاه ها (۰)

#فاح.شه💜💦🔞#پارت_14کرمی از توی کیفش بیرون آورد به مردونه اش ک...

#فاح.شه💜💦🔞#پارت_15بازم گفت جنده آره من یک جنده بودمفقط لبخند...

🖤❤

واو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط