یاری کن ای نفس که درین گوشه ی قفس

یاری کن ای نفس که درین گوشه ی قفس
بانگی بر آورم ز دل خسته یک نفس

تنگ غروب و هول بیابان و راه دور

نه پرتو ستاره و نه ناله ی جرس

خونابه گشت دیده ی کارون و زنده رود

ای پیک آشنا برس از ساحل ارس

صبر پیمبرانه ام آخر تمام شد

ای آیت امید به فریاد من برس

از بیم محتسب مشکن ساغر ای حریف

می خواره را دریغ بود خدمت عسس

جز مرگ دیگرم چه کس آید به پیشباز

رفتیم و همچنان نگران تو باز پس

ما را هوای چشمه ی خورشید در سر است

سهل است سایه گر برود سر در این هوس

هوشنگ ابتهاج




(تصویر متحرک)
دیدگاه ها (۱)

یاری کن ای نفس که درین گوشهٔ قفسبانگی بر آورم ز دل خسته یک ن...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده ...

تقدیم به اسمونکه از کلک هنر نقش دل انگیز خداییحیف باشد مهِ م...

مهدی شریفی شادفر شاعر سنقری

‏هیچی به اندازه "قدر دونستن" آدم‌ها رو نگه نمیداره. چه تو کا...

قبل از این که دنبال آدم خوب بگردی،خودت باید آدم خوبی باشی، و...

#زندگیِ خوب، زندگی‌ای نیست که در آن هیچ‌چیز ما را زخمی نکند....

گیرم تا اخر عمر تنها بمونی و شریکی برای زندگیت پیدا نکنی. تح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط