پارت

پارت ۱۷:
منو کشید زیر دوش و موهام کامل خیس شده بود از روی بدنم اب میرفت
اروم بدنمو گرفته بودم
_یوری
+همم
کوک:
میخواستم بدنشو بشورم ولی دیدم‌خجالت میکشه عصبی شدم و کمرشو گرفتم پدتش کردم تو وان که پر از اب بود
+هییی وحشی جیکار میکنی
_عصبیم کردی
+یعنی جی
یوری:
اب پخش سده بود همه جا اومد خودشم تو وان نشست و اروم منو لای خودش گذاشت و شکممو مالش میداد و منم پشتم به سینه اش بود
_چرا خجالت میکشی
+خب...نمیدونمم
_میخوای ماساژت بدم
....+
اروم موهامو به یه طرف زد و یکم شامپو بدن از کنارش برداشت و ریخت رو دستش و زد به پشتم که یکم لیز بشه و اروم شروع کرد به ماساژ دادن سفت بودم ولی وقتی یکم ماساژ داد اروم شدم
+اههه(اروم)
_خوبه؟
+ممم خیلی
اروم دمه گوشم زمزمه کرد و گوشمو و صورتمو و گردنمو بوس کرد
+ممم..اههه... نکن
_چرا؟(اروم)
+باعث میشه بدنم یه جوری بشه
یوری:
بیشتر لم دادم روش و سرم رو روی شونه اش گذاشتم و بهش نگاه میکردم و اونم ک بدنمو ماساژ میداد و اروم اروم گردنمو بوس میکرد که یهو گازم گرفت
+اوووو دردم اومد
_نتونستم تحمل کنم
+یعنی چی منم دردم میاد اخه
_باشهه
+کوکی میشه برام از اون دوکبوکیایی که قبلا درست میکردیا از اونا درست کنی؟
_همونایی که با لجبازی میخوردی؟+عههه خب اونموقع شرایط فرق داشت
_باشه
+مرسیی
یکم خودمو بلند کردم و از گردنش گرفتم و نزدیکش شدم و روی لباش یه بوسه ی پروانه ای گذاشتم
_این چی بود
+بوس
_ولی من نفهمیدم، یکی دیگه
یوری:
بوسش کردم خواستم جدا شم که دستش پشت گردنمو گرفت و بوسه رو عمیق تر کرد و زبونشو می کرد تو دهنم و منو دراز کشوند و خودش روم اومد و از دو طرف وان گرفت و منو با همه ی زورش میبوسید
+ممممم.....هههفف
_اهههه خیلی شیرین بود
+یبار دیگه
_بچم سیر نشده؟
یه بوسه دیگه زد به لبام و جدا شد و شامپو رو برداشت و موهامو شروع کرد به شستن اروم داشت میشست و بعد برای خودش
...................
داشتم لباس میپوشیدم و یه شلوارک مشکی کوتاه و جذب و یه تیشرت سفید بلند گشاد و بلند و موهام خیس بود
اونم فقط شلوار مشکی پوشید و سینه ها و سیکس پکاش بیرون بود
تیشرت نپوشید
+سرما میخوری
_نه
+لباس بپوش
_نمیخوام،تو باید شلوار بپوشی
+منم نمیخوام
_اوفففف
+موهامو خشک کن
_بدش به من سشوارو و شونتو
موهامو خشک کرد و رفت رو تخت نشست و منم باهاش رفتم و افتادم روش
+اوپا قول دادی برام دوکبوکی درست کنی
_باشه یکم استراحت کن
+باشه
کمی گذشت تو بغلش بودم داشت با گوشیش ور میرفت منم نگاه میکرد و که یهو یه دختره بهش از اینستا پیام فرستاد
+اون کی بود؟
_کی کی بود
+اون دختره بهت پیام داد
_هیچکس
+یعنی چی برو توش خوب ببین چی فرستاده
_یوری هیچکس نیست
+گفتم برو تو دایرکتش
_اخه چرا
+میخوام ببینم کیه و چی فرستاده
بالاخره رفت توی دایرکتش دیدم عکس خود دختره با کوک تو کافه بودن فرستاد و نوشته دلم برات تنگ شده
+کوک این کیه
_یوری اشتباه فکر نکن ببین این دختر عمومه
+مهم نیست کیه چرا باید یهو بنویسه دلم
برات تنگ شده


ادامه پارت بعد✨
دیدگاه ها (۲)

پارت۱۸کوک:من و دختر عموم قرار بود باهم ازدواج کنیم سولی بود ...

پارت۱۹فردا صبحدکتر به کوک زنگ زد&جواب نمونه اومد _خب چیشد......

پارت شانز دهتهیونگ:من دوست کوکم و یه بار تو بار لیا رو با یو...

پارت پانز دهکوک:با اون لقب بامزش ذوق زده شدم و رفتم جلو و لب...

عشق فاش شده من

پارت دهیوری:رفتیم خونه و اماده شدم همون لباسو پوشیدم و ارایش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط