[[ یــــــــــ دختر همــــــــــه احساسشو می شــــــــــه

[[ یــــــــــ دختر همــــــــــه احساسشو می شــــــــــه تو موهاش دید ... تو حس ڪ بره می ریزه توصورتش ... عصبی ڪ بشــــــــــه با ڪش خفش می ڪنه ... تو رویا ڪ باشه می بافدش ... اما وقتی دلش شڪستــــــــــ ... اولین چیزی ڪ اضافیه موهاشــــــــــهـ...
دیدگاه ها (۳)

توکجایی سهراب؟ آب راگل کردندچشم هارابستندو چه بادل کرد...

ﺗﻮ ﺑﺎ ﭘﻮﻻﺕ ﺭُﮊ ﻭ ﺭﯾﻤِــــــــــﻞ ﻣﯿﺨَﺮﯼ ✘ ﻣﻦ لَــــــــــوا...

دخیا حتما بخونن هیچ پسری نمیفهمه بعد از لاک زدن چه لذتی داره...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

با هم بخندیم .....

سناریو بلو لاک / قفل آبی (پارت1)

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

سناریو جونگکوک

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴². 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. تهیونگ محکم تر د...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p6نینا با تعجب نگاهش کرد.«پس چرا هیچ‌وقت ...

سناریو بلولاک وقتی  مو های بلندمونو کوتاه میکنیم چه ریکشنی د...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۵✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

معرفی شخصیت های رمان 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚کیم تهیونگ | ۲۳ سالهوارث خاندان کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط