شاخه هایم را بتکان

شاخه هایم را بتکان

نه برگی مانده نه اشیانه ایی

من در استانه ی قلم شدنم

رمان تقابل
دیدگاه ها (۶)

"ناز آن که من که وقتی لب ز لب وا میکنیگوش شیطان کر عجب،آشوب ...

انقدر دوستت دارم..........که..........گاهی یادم میرود..........

چه زیبا گفت حضرت مولاناﺩﻧﯿﺎ ﻫﻤﻪ ﻫﯿﭻ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻤﻪ ﻫﯿﭻﺍﯼ ﻫﯿﭻ...

دور باشـــی و تــپــــــنده …بهتر است از این که …نزدیـــک با...

فصل‌ها به سرعت از پیشِ چشم می‌گذرند، اما در اعماقِ وجودم، گو...

آنگاه که درباره ی تو می نویسمبا پریشانی دل نگران دواتم هستمو...

چه آسانبه مردم گفتمکه دیگر میانِ ما راهی نمانده است،که هر کد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط