خاطره اي از شهيد حسين دولتي: سر سفره عقد نشسته بوديم ، عا
خاطره اي از شهيد حسين دولتي: سر سفره عقد نشسته بوديم ، عاقد كه خطبه را خواند، صداي اذان بلند شد. حسين برخاست، وضو گرفت و به نماز ايستاد، دوستم كنارم ايستاد و گفت: اين مرد براي تو شوهر نميشود. متعجب و نگران پرسيدم چرا؟ گفت: كسي كه اين قدر به نماز اول وقت و مسائل عبادي اش مقيد باشد، جايش توي اين دنيا نيست.
- ۱.۳k
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط