شکر ایزد را که دیدم روی تو

شکر ایزد را که دیدم روی تو
یافتم ناگه رهی من سوی تو

چشم گریانم ز گریه کند بود
یافت نور از نرگس جادوی تو

بس بگفتم کو وصال و کو نجاح
برد این کو کو مرا در کوی تو

آسمان جاهی که او شد فرش تو
شیرمردی کو شود آهوی تو

جست و جویی در دلم انداختی
تا ز جست و جو روم در جوی تو

خاک را هایی و هویی کی بدی
گر نبودی جذب‌های و هوی تو
دیدگاه ها (۳)

فکر نمی‌کنم زیر سوال بردن،بیماری باشه. اطاعت کورکورانه بدون ...

من می‌دانستم اگر تلخی و کینه را کنار نگذارمباز هم زندانی خوا...

مصیبت واقعی فقرا، فقر آرزوهایشان است .آدام اسمیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط