نمی دانم چه در توست

نمی دانم چه در توست
که می بندد و
می گشاید..
تنها می دانم
چیزی در من هست که می داند
چشمان تو
ریشه دارتر از
هر گل سرخ است ...
دیدگاه ها (۹)

آنچنان کز رفتن گل خار می‌ماند به جااز جوانی حسرت بسیار می‌ما...

کوچ تا چند؟! مگر می‌شود از خویش گریخت؟«بال» تنها غم غربت به ...

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست مرا افکنده در تنگی که نا...

زنها همیشه نگران چیزهایی هستندکه مردان فراموش میکنندو مردان ...

زیبایی تار مویت را شب نمی فهمد، چون تاریک استروز نمی فهمد، چ...

بنددلم،جانانم:sh🫀🫂اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل مندل من دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط